122 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان تو قلب منی

رمان تو قلب منی رمانی عاشقانه با داستانی مهیج وزیبا این رمان بدون سانسور می باشد ولینک دانلود

پس از پرداخت نمایش داده خواهد شد

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

21,000 تومان

توضیحات محصول

خرید رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی pdf کامل

رمان تو قلب منی اثر ریحانه نوروزی یکی از نویسندگان خوش قلم و جوان است این نویسنده

خوش ذوق رمان های زیادی نوشته این رمان عاشقانه است مانند رمان شرزاد از ملیکا هم عاشقانه

هس هم انتقامی پس بخون لذت ببر
✍️نویسنده: #ریحانه_نوروزی
✨ژانر: #عاشقانه #کلکلی

 

خلاصه رمان تو قلب منی

در بخشی از کتاب رمان تو قلب منی می‌خوانیم:
با حرص گفتم: کسی نبود منو حس کرد اصلن.
دیدم همه لال شدن بنابراین با تیشه باز گفتم: سکوت علامت رضاست.
نگار با حرص گفت: عارع عارع نبودتو حس کردیم عشقم.
سرمو تکون دادم و گفتم: عاره در جریانم.
تازه چشمم به اون نسی خیارشور افتاد که همچون زالویی به ایمان چسبیده بود. اونم داشت حال می‌کرد.
نگاهی به ایمان انداختم و گفتم: داری حال می‌کنی باهاش نه؟؟؟؟
با حرص گفت: به تو چه حسود. چشمامو ریز کردم و گفتم: حسود عمه‌ی بزته.

در قسمتی از رمان تو قلب منی با هم میخوانیم

صدای سابیده شدن دندونا شو کامل میفهمیدم سعی کردم دیگه کیچی بهش
نگی اینجا به کشتنمون نده واال!
حدودا نیی ساعت تو راه بودیی ؛ کمین که درو باز کردم آفتاب م ستقیی تابید تو
چشمی که باعث شد چشمامو ببندم .
اه ؛ ایش لعنتی ؛ دوباره اینجا @_@
چ شماموکه باز کردم پیش روم..؛ چیه ؟ فزردین پیش روم درخت و گل و بلبل
دیدم ؟ نه باو ! تا چشی کار میزرد خشزی فقط خشزی کااا
شونه کامو انداختی باال و زلزدم به ارمیا ؛ اونی پروتر از من زل زد .
تقریبا۵دقیقه میشررد که بی دلیل زل زده بودیی به کی آخرشرری به حرف امد و
گ فت: چ یه ؟ ن گا داره فرشرر ته ند یدی ؟ ق یافمومتفزرا نه کردم و گفتی:
رو تزون داد و گفت: چیو؟؟ باکمون لحن قبلیی ادامه دادم:ررشررتی؟ سرمیدونسر
اینزه فرشته به آدمسجده کرده؟ در مریانی که.. تو کمه احادیث ذکر شده ای
وی.
رار داد و به طرف چادر حرکت کرد. بلند زدمرتش فشرروئیچو تو دسربا حرص سر
زیر خنده و دنبالش راه افتادم .
به چادر که رسیدم سریع کف شامو در آوردم و پریدم داخل و با صدای بلند داد
زدم: درود: تنها مانباز۱۷*خرداد ازراه رسید …

در ادامه رمان تو قلب منی میخ وانیم

یه لحظه سررزوم مطلق شررد و یهو چادر رفت رو کوا ؛ با حرص ادامه دادم:
کرکرکر کمتر بخندین مسواک گرون میشه..
علی بریده بریده گفت: تو فقط ا سزی برو با شه؛ ن سیی ادامه ی حرف علی رو
گرفت و گفت: شغلشه .
با عصبانیت داد زدم: ااا بسته به چی میخندین؟؟؟
دوباره سزوم شد؛ امدم حرف بزنی که دوباره زدن زیر خنده.
از کوره در رفتی امدم بپرم بهشون که نگار امد داخل با دیدین من خودشو پرم
کرد تو بغل و با بغض گفت: عشررقی ؛ کجا بودی تاحاال؟ داشررتی میمردم از
تنهایی و افسردگی.
از بغلی مداش کردم و گفتی: تو قلبت بودم خانومی.
ررد از خنده خودمی خندم گرفته بود ؛ ایمان با خندهایندفعه چادر منفجر شر
گفت: اوه مای گاد! عجب فیلی کندی شد پسر .
دستمو گذاشتی رو سینی و گفتی: مخلصیی.
_نوکریی
-خاک پاتیی
-حلقه گوشمون کن بشیی غولومتون
-شزست نفسی میفرماید.
امد حرف بزنه که نگار پرید وسط و گفت: عنش درامد بسته.

اطلاعات محصول

نوع

پی دی اف کامل

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان تو قلب منی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات