119 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان حوالی قلب تو اثر مهدیس علی پور

شناسه محصول: 1063

رمان حوالی قلب تو

  • رمان جدید وخوشکل
  • اثر نویسنده خوش ذوق
  • دانلود رمان بعد از پرداخت

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

17,000 تومان

توضیحات محصول

رمان حوالی قلب تو|قسمتی از رمان

رمان حوالی قلب تو

استخوان مچ دستش می سوخت و درد می کرد. بدون شک
کبود شده بود. سعی کرد به دردش فکر نکند و به دنبال راه
فراری باشد که همان لحظه شه اب بازوی ش را محکم گرفت
و با چرخاندش او را روی تخت پرت کرد. کمرش درد گرفت
اما چون تشک نرم بود آس یبی ندید.
مردک وحشی خون جلوی چشمانش را گرفته بود و چیزی
جلودارش نبود. یک پایش را بین پاهای مهنا گذاشت و

خودش را روی باالتنه اش باال کشید که او تاب ن یاورد و فریاد
کشید. به قدر ی بلند و گوش خراش که شهاب سرش را
عقب کشید و همان لحظه درد طاقت فرسا و وحشتناکی را
در فرق سرش احساس کرد. دستش را به سرش گرفت و
تعادلش را که از دست داد، به پشت کنار مهنا روی تخت
افتاد.
دخترک ترسیده و نفس زنان گلدان شکسته شده را کنار او
انداخت و عقب گرد کرد و همانطور که نگاهش به او بود،
از تخت پایین رفت. شهاب ناله میکرد و هر فحش رکیک ی
که بر دهانش میآمد نثار مهنا میکرد. مهنایی که با
چشمهایی گشاد شده و حیرت زده روی زمین خم شده بود
تا مانتویش را بردارد.
-ج**ه ی احمق! دختره ی االغ میدونم باهات چیکار کنم
آدم شی جفتک نپرونی!
پشت به شهاب کرد و شتاب زده با دست هایی لرزان دکمه ی
اول را بست. در همان حین با هول و وال گفت:

-به امید روزی که جون دادنت رو ببی نم مرتیکهی آشغال!
مانتو پاره شده بود اما از هر چیزی بهتر بود. به قدری
دستهای ش می لرزی دند که نمی توانست دکمه ها را درست و
حسابی ببندد. اشک هایش دانه دانه پایین میریختند و
نفسش در س ینه حبس شده بود.

رمان های عاشقانه زیادی در بازار پلاس وجود دارد مانند

رمان حوالی قلب تو اثر مهدیس علی پور
دکمهی آخر را که بست شالش را وارونه و سرسری روی
موهای پریشان و وحشی اش انداخت و خواست به سمت در
بدود که شهاب از پشت آرنجش را گرفت و همان طور که
آن را می پیچاند، روی تخت پرتش کرد. تکه شیشه ای را که
در دستش داشت، با جنون و فریاد باال برد که مهنا جیغی
کشید و سرش به سمت راست چرخاند.
همان لحظه گویا جانش را گرفتند. تکه ش یشه از کنار
گوشش تا زیر چانهاش را خراش عمیقی داد به گونهای که
درد غ یر قابل توصیفی تا مغز استخوانش نفوذ کرد. دهانش
را باز کرد اما صدایی از آن خارج شد. به قدری دردناک بود
که پی درپی فریادهای بیصدا کشید و با وجود درد

جانسوزش، سیل یِ محکمی به گونهی شهاب زد به طوری
که او گیج و منگتر از پ یش به روی تخت افتاد.
مهنا دستش را روی صورتش گذاشت و خیس یِ خون تمام
کف آن را در بر گرفت. ناباور و وحشت زده با چشم هایی
گشاد شده به کف دستش خ یره شده بود. خونی که از
صورتش چکه م یکرد، تمام شانهی سمت چپ مانتویش را
رنگین کرد.
از روی تخت پایین رفت و لنگلنگان به سمت در قدم
برداشت. گویا ی ک طرف صورتش را کالً پاره کرده بودند که
آنچنان درد داشت.
با هق هق های ری زی که می کرد، از اتاق خارج شد. شاداب با
شنیدن آن سر و صدا هراسان به سمت اتاق میرفت که با
دیدن چهره و لباس خونیِ مهنا، بند دلش پاره شد و جیغ
کشید. گویا جن و یا روح دیده بود که وسط خانه خشکش
زده بود و با چشمهایی از حدقه بیرون زده به مهنا نگاه
میکرد. باالخره با صدای ناله ی شهاب به خودش آمد و

سمت اتاق دوی د تا به داد برادرش که نمی دانست در چه
حال و روزیست، برسد.
سرش گیج می رفت و چشمانش سیاهی. پاهایش سست
شده بودند و حتی یک قدم را به سختی برمیداشت.
چشمش که به کیفش افتاد، با دست سالم و تمیزش آن را
برداشت و سعی کرد به قدم های ش شتاب ببخشد.

 

رمان حوالی قلب تو|ژانر وخلاصه داستان

رمان : #حوالی_قلب_تو

🍀ژانر : #عاشقانه
🍀نویسنده : #مهدیس_علی_پور

💚خلاصه :
مهنا دختری که عاشق همسر خواهرش، مهراد شده است. مهراد یه تایپیست ساده‌ست

که به دلایلی مجبور میشه با حنانه ازدواج کنه و وارد عمارت اون بشه. مهنا وقتی می‌فهمه

این علاقه دو طرفه‌س، تن به رابطه نزدیک و  قایمکی با مهراد می‌ده…در حالی که از پشت

پرده ازدواج خواهرش خبر نداره و با حامله شدنش….

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان حوالی قلب تو اثر مهدیس علی پور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات