پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان جهانگرد کوچک
یک رمان زیبا وجذاب از یک نویسنده خوش ذوق وخوش سخن
این رمان زیبا رو می تونید بعد از پرداخت دانلود کنید
درصورت مشکل تماس بگیرید
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
22,000 تومان
رمان جهانگرد کوچک
برشی از این رمان
سفر فوق العاده ای می شد؛ اگر مامان اینا قصد پیوستن به ما رو
!نمی کردن
ِ شب آخری هست که ویال هستیم. قراره فردا
ِی
صبح زود راه
.تهران شیم
یکی هم نیست اینجا دس ِت د ِل غمیگنم رو بگیره و از این حال و
هوای دلگیری که دوری، باعثش هست، نجاتم بده! آرش و نعیمه
رفتند سوغاتی بگیرن. منم که طبق عادت به خاطر سفرهای
.زیادم، سوغاتی گرفتن رو واجب نمی دونم
ِی عجیبیه؛ نه؟-
!چه دنیا
عجیب بودنش که عجیبه! اما وقتی این حرف از دهن سعید بیرون
!میاد نمی شه پیش بینی کرد که قصد و نیتش چیه
!تو و نعیمه خیلی خوش شانسین-
دست به سینه می شم و درست مثل کسی که ازش طلب دارم؛
!نگاهش می کنم
دروغ می گم؟! نه پدر شوهر دارین نه مادر شوهر دارین نه –
برادر شوهر! تو هم یه خواهر شوهر داری که مث ِل فامیل شوهر
!نیست! اینا خوش شانسی نیست پس چیه؟
حاال بذار این قصه به تهش برسه؛ بعد چوب خوش شانسیمو –
!بکوب تو سرم
به نکته ی خوبی اشاره کردی!بذار یه پیامک به نعیمه بدم این –
خوش شانسیو براش یاد آوری کنم، بعدشم راجع به َت ِه قصه ی
!تو؛ چند تا نظریه دارم
بس که با دوست دخترهاش چت می کنه به سرعت نور، یه
پیامک بلند باال می نویسه و برای نعیمه ارسال می کنه. گوشیش
.رو، روی مبل می ذاره
اولین نظریه ام این هست که این قصه رو آروم آروم پیش –
ببرین؛ شاید زمان بیشتری کنار هم موندین! دومین نظریه ام هم
اینه که اصال این قصه رو پیش نبرین و همینطوری به گه گاهی
دیدن هم راضی بمونین! این داداش ما خیلی مصمم هست که برای
برداشتن تو از رو شونه های ما اقدام کنه! ببین جوانه خیلی
مصمم هستش؛ خیلی خیلی…فقط یه مشکلی هست این وسط؛
مامان و نمی شناسه! می ترسم کاری کنه باهاش که بره و پشت
!سرشم نگاه نکنه
!چرا این طوری ته دلمو خالی می کنی؟-
چون که باید آماده باشین، آماده ی آماده! به این قناریتون هم –
حالی کن که قراره با چی روبرو بشه! نه تنها دو دستی تو رو
!تقدیمش نمی کنند که سفت هم می گیرنت که دستش بهت نرسه
تو غمگین ترین حال ممکن؛ بد حال هم می شم. ای لعنت بر هر
!حر ِف درست و تلخ
!معین مرِد خوبیه-
اینو من و تو می گیم! من و تویی که نگاهمون خیلی با نگاه –
مادرمون متفاوت هستش. مامان اولین سوالش اینه که پدرش
…کیه… مادرش کیه
و وقتی بفهمه جریان از چی قراره؛ دونه دونه موهاتو از سرت
!می کنه
!مامان نمی تونه جلوی خواسته ی من وایسه-
!امیدوارم اونم بتونه جلوی مامان دووم بیاره-
!میاره-
نگاه نامطمئن سعید دلگیرم می کنه. اون که مثل من دل نداده
بود به معین! اون که نمی دونه بین من و معین یه چیز قوی
ِی وجود داره به اسم
. خودخواه برای هم
من حاضرم از خیلی چیزها عبور کنم برای گرفتن دست هاش…و
معین هم همین طور! چطور امکان داره که اون چشم ها مقاومت
!و بلد نباشن؟
در بازار پلاس رمان زیادی اما هیچ رمانی مثل رمان دور باش اما نزدیک اثر نیلاجذاب ودل پسند نیس واقعا
.دارن میان پایین؛ بعدا حرف می زنیم-
سری تکون می دم و آه می کشم. مستانه و معین که به طبقه ی
پایین میان؛ به زور لبخند می زنم اما نگاه معین وقتی رو چشم
.هام قفل می شه، سوالی می شن
چیزی شده؟-
نه داداش چی می خواست بشه! این جا مثل این که به آبجیه ما –
!خیلی خوش گذشته
.مستانه پی حرف سعید رو می گیره
اونوقت به شما هم خیلی خوش گذشته که سگرمه هاتون مثل –
آبجیتون درهمه؟
سعید در جواب مستانه لبخند موقری می زنه که کمتر ازش دیده
.می شه
واقعا سفر خوبی بود! به همه امون خیلی خوش گذشت. ما که –
از این ویالها نداریم دعوتتون کنیم اما وقتی برگشتین یه شام
.خوب مهمون مایین
معین که هنوز به زوایای چهره ی من دقیق هست تشکر آرومی
می کنه. نزدیک به من می شینه. مستانه از تو گوشیش داره یه
.چیزهایی نشون سعید می ده که ظاهرا برای سعید جالب میاد
حالت خوبه؟-
.صداش اون قدر آروم هست که فقط من بشنوم
رمان : #جهانگرد_کوچک
🍀ژانر : #عاشقانه #طنز
🍀نویسنده : #رویا_قاسمی
💚
جوانه بعنوان لیدر تور در دفتر گردشگری دایی خود کار میکند، او بسیار فعال و شوخ و زرنگ است
داستان از جایی شکل میگیرد که یک اکیپ دوست صمیمی میخواهند به خارج از کشور سفر کنند
جوانه هم لیدر گروه میشود، یک همسفر، یک پسر بداخلاق، از وجود جوانه در سفر راضی نیست اما
| فایل |
پی دی اف کامل |
|---|
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.