پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان مجرم عاشق
یک رمان جذاب وعاشقانه رمانی جذاب وپر طرفدار
لینک دانلود پس از خرید به شما نمایش داده خواهد شد
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
32,000 تومان
رمان مجرم عاشق
رمان #مجرم_عاشق
نویسنده: #آمنه_آبدار
ژانر: #عاشقانه، #مافیایی، #پلیسی، #هیجانی
تانیا راستاد، دختر بیست و پنج ساله ای که بعد کشته شدن پدر و مادرش، در بیست سالگی
قید زندگی را می زند؛ بعد پنج سال به خود می آید و آتش انتقام در دلش شعله ور می شود
و تصمیم به گرفتن انتقام می گیرد. او برای گرفتن انتقام نیازمند یک باند قوی است؛ پس طی
یک نقشه وارد زندگی سامان موحد، سرگرد دایره مواد مخدر می شود تا بدون اینکه پلیس
کوچکترین شکی به او بکند و با اطلاعاتی که از او می گیرد، باندش را قوی کند
دخترا بترشن بهتره تا یه خل مشنگ عاشقشون بشه.
خند ید و چیزی نگفت، بعد چند دقی قه سرم رو از روی س ینه اش برداشتم و فین ف
ینی کردم که گفت:
– دختره دماغو!
ایشی گفتم که همون لحظه آهنگ تموم شد و دوتایی سر میز برگشتیم. پنج دقی
قه ای بود که وایساده بودیم و تو سکوت به سر
می بردیم. سامان نگاهی به ساعتش کرد و سکوت رو شکست.
_من دیگه میرم، تو هم برو تو اتاقت و در رو ببند، بعدم بهونه بیار که سرت درد می کرد،
هر چند کسی نم ی دونه کدوم تویی و
تو مهمونی هستی یا نه!
سری به نشونه باشه تکون دادم و گفتم:
– باشه، مراقب خودت باش، منم میرم تو اتاقم.
لبخند ی زد.
_ تو هم همینطور، شنودارو خاموش نکنی.
سری تکون دادم که رفت. وقت ی از دیدم خارج شد، به سمت اتاقم رفتم. وارد اتاق که شدم،
رو ی تخت نشستم و با ی ه دست
کفشای پاشنه بلند رو از پام ب یرون آوردم و هر کدومشون رو ی ه طرف پرت کردم. خودم
رو رو ی تخت پرت کردم و دستی به
چشمام کشیدم. کاش این راه رو شروع نمی کردم. وجدانم مدام در حال سرکوفت زدن
به من بود. احساس ی که تو صداش بود،
تمومش باعث شد احساس پشیمونی بکنم، احساس تنفر از این تانیایی که داره با احساسات
آدما بازی می کنه. این اول راهه و
من این قدر پشیمون و غمگ ی نم، خدا م ی دونه تهش چطوری م یشم.
مجرم عاشق رمانی جذاب در بازار پلاس در کنار این رمان رمان دیو ودلبر به سبک من یک رمان جذاب
دیگه هس که باید حتما بخونیدش
آهی کشیدم و به طرف عسلی کنار میزم رفتم. کشو رو باز کردم و فندک نقره ا ی و پاکت
س یگارم رو در آوردم. برا ی چند دقی قه
شنودا رو خاموش کردم تا س ی گار رو روشن کنم و صدای فندک رو نشنون. می تونستم
بگم رفتم دستشویی ، ولی االن الزم بود،
تفریح ی برا ی اینکه آروم شم، گاهی می کشیدم، اما دری غ از یه ذره آروم شدن، همش
تلقین بود، وگرنه این دود و دم چطور ی
آرومت می کرد؟
به سمت دستگاه پخش ر فتم و آهنگ گرشا رضایی رو پلی کردم، آهنگ که شروع شد،
بغض وحشی تر از قبل به گلوم چنگ زد.
می دونی قیمت دل سوخته چنده؟
می دونستی جونم به عشق تو بنده
تو بدهکاریاتو مجرم می دونی
تو خیال کن برنده ای من بازنده
تو که قانون عاشقی رو می دونی
واسه چی خب انقدر راحت دل می شکونی
چرا رفتی بی خبر از دنیای من
تا ابد به قلب شکسته ام مد یونی
من قانون عاشقی رو نمی دونم، من یه مجرمم که قانونا رو دور م ی زنم و بی قانون بازی
می کنم، بازی می کنم و برنده شدن
خودم رو حتمی م ی دونم، چون تو این دنیا آدمای خودخواه و ظالم همیشه پی روز میشن،
رسمش اینه و تا بوده همی ن بوده.
آدمای ساده ا ی مثل سامان ز یر خودخواهیای ما له میشن و چیز ی ازشون نمی مونه
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.