153 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان پرستش اثر سحر بانو

شناسه محصول: 11

رمان پرستش

رمان جدید وعجیب عاشقانه این رمان زیبا رو می تونید بعد از پرداخت تهیه کنید

درصورت مشکل تماس بگیرید

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

23,000 تومان

توضیحات محصول

رمان پرستش اوج جذابیت وعشق

رمان پرستش

انقد تو فکر و خیاالی خودم غرق بودم که نفهمیدم کی رسیدیم..ستایش با

یه حرکت از ماشین پرتم کرد بیرون..جلوی
یه برچ نمیدونم چند طبقه ایستاده بودیم..سیاوش تو پنت هاوس این برجه

مینشست..نمای برج واقعا شیک بود و توی
یکی از بهترین مناطق باال شهر بود..
رفتیم سمت اتاقک نگهبانی و گفتیم که مهمان اقای معین مهر هستیم..

نگهبان پیر و کم مو یه نگاه به سر تاپامون
انداخت و بعد زنگ زد احتماال به باال و بعد از چند لحظه گفت_بفرمایید.

.اسانسور سمت چپه..
از البی بزرگ و مبله شده گذشتیم و سوار یکی از اسانسور ها شدیم.

.موزیک مالیمی تو اتاقک اسانسور پخش
میشد..استرس گرفتم..دستام عرق کرده بود..جعبه شیرینی و دسته

گل قشنگی دست مامان بود..انگار اومدیم
خواستگاری سیاوش..فکر کن با اون قد درازش چایی جلومون بگیره و با اون اخمش

تازه دستاشم بلرزه..
اسانسور ایستاد و تک در قهوه ای سوخته اون واحد باز شد و ثمین بالبخند گل و

گشادی روبرومون ظاهر شد..
ثمین_سالم..خوش اومدین..بفرمایید تو..
اول مامان و بعد من و بعد پرستش وارد خونه شدیم..ثمین یه جین تنگ ابی روشن

با یه بلوز سفید عروسکی و
صندالی مشکی پوشیده بود..ارایش ملیحی داشت و عطر خوشبویی زده بود..
باید بگم خونه نبود..کاخ بود..یه اپارتمان 233 متری..وای محشر بود..خداییش خیلی

شیک بود..دو تا سالن قرینه
هم..از این خونه ها که پله های کوتاه میخوره و هی باال پایین میشی..معلوم نبود

چند تا اتاق خواب داره..چون اونا تو
یه راهروی مجزای دیگه بودن..یه اشپزخونه بزرگ با که همه وسایلش مشکی بودن.

.مبلمان و و پرده های حریر و
پارکت و همه وسایل خونه تو ترکیب بندی قهوه ای روشن و تیره بودن..تابلوهای گرون

قیمت و مجسمه های بلند
سرپایی..قالیچه های دست باف و تلویزین ال ای دی بزگ و سینمای خانگی و خالصه

همه چی تک بود..
یه تراس که نه حیاط خیلی بزگی داشت با گلدونای خیلی قشنگ که من تاحاال جایی

ندیده بودم..پرده های حریر کنار
بودن و پنچره های سرتاسری خونه نمای شهر و از این باال خیلی خوب نشون میداد..

چشم چرونی خونه رو تموم کردم
که صدای ساعت پاندول دار سر پایی و بلند سالن سر ساعت 43 دینگ دینگ کرد و بعدم

صدای قدم های محکم
سیاوش اومد..
برای اولین بار لبخندش و دیدم..موهاش خیس بودن..پس حموم بوده..یه بلوز و شلوار

گرمکن مشکی پوشیده
بود..لباساش تو تنش محشر بودن..بوی عطرش با هر حرکتش به سمت ما فوران میکرد..
به احترامش بلند شدیم..با لبخند خیلی کمرنگی اومد سمت ما..کنار مامان ایستاد.

.خیلی مهربون و خوش برخورد
گفت_سالم حاج خانم..خوش اومدین..بفرمایید

شما اینجایید بازار پلاس سایتی که پر از رمان و فایل های دانلودی هس رمانی مثل رمان سپید اثر نویسنده کیمیا

رمان : #پرستش

🍀نویسنده: #سحر_بانو
🍀ژانر: #عاشقانه

💚

خلاصه رمان پرستش

تو تاریکی که دست و پا میزنم..به هیچی نمیرسم..‌ واسه اینکه نترسم..به هرچیزی که

سر راهم باشه چنگ میزنم..هر چیزی..حتی یه قلب سنگی..حتی اگه اون قلب سنگی واسه

من دردسر بشه..حتی اگه اون یه تیکه سنگ تو سینه یه مرد مغرور باشه..من بهش

چنگ میزنم..
من..پرستش..اون قلب سنگی رو …نرمش میکنم..حتی اگه کل زندگیم بشه خطا..من

..اون مرد مغرور و مجبور به پرستیدن میکنم…

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان پرستش اثر سحر بانو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات