148 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان تاوان یک روز بارانی اثر ملیکا شاهوردی

رمان تاوان یک روز بارانی

همونجور ی که زیر لب آواز میخوندم شالمو رو سرم مرتب کردم.
– جانان؟
از آینه به پشت سرم نگاه کردم
– جانم مامان بقیش بخر وبخون

لینک دانلود پس از خرید

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

38,000 تومان

توضیحات محصول

رمان تاوان یک روز بارانی |رمان جدید

رمان تاوان یک روز بارانی

برشی از رمان در بازار پلاس

دستام رو تو سینم حلقه کردم و به منظره دلنشین روبه روم
خیره شدم.
نفس عمیقی کشیدم.
بوی چمن های خیس شده پ یچید تو بینیم و همین باعث شد
لبخند کمرنگی رو لبم بشینه.
نامحسوس به سمت چپ و راستم نگاه کردم.
بادیگارد های جاوی د انگار قصد رها کردنم رو نداشتن.
پوف کالفه ای کشیدم.
درست سه ماه بود که ثانیه ای رهام نمیکردن و سایه به سایه
دنبالم بودن.
دستم رو نوازش وار رو شکمم کشیدم.
– انگار خدا عهد بسته مارو از هم جدا نکنه.
نه تو ازم جدا میشی، نه من دلم م یاد بکشمت و نه جاوید اجازه
میده.
822
بی اختیار قطره اشکی رو گونم چکید.
– برای همه باارزشی جز بابای نامردت.
چشم هام رو بستم.
سه ماه از اون اتفاق ها گذشته بود و من مثل یه مرده متحرک
بودم.
سه ماه بود که شب و روزم شده بود تماشای خواهرم با مردی
که یه زمانی تنها دلیل زندگیم بود، پدر بچم بود و االن شکنجه
گر روحم.
هر ثانیه به خواهرم نزدیک تر می شد تا عذابم بده و انتقامش رو
از منِ به قول خودش خیانت کار بگیره.
با خوردن چیزی به پام چشم هام رو باز کردم.
نگاهم به پسر بچه ای که جعبه آدامس دستش بود خورد.
چشم های درشت و معصومش رو بهم دوخت.
– خاله، آدامس میخری؟
لبخندی رو لبم نشست.
823
از تو کیفم پول در آوردم و گرفتم سمتش.
– بقیش رو برای خودت خرج کن باشه؟
آدامس هم نمیخوام پ یش خودت باشه.
با ذوق از دستم گرفت.
– ممنون خاله.
دستمو رو سرش کشیدم.
– برو عزیزم.
سرش رو تکون داد و با سرعت به سمت زمین بازی دوید.
دم و بازدم عمیقی گرفتم و تکیه دادم به صندلی.
حاال بعد از این میخواستم چیکار کنم؟
با شکمی که هرروز بزرگتر می شد و من دلیلی جز چاقی و
پرخوری براش نمیتونستم بیارم چیکار میکردم؟
با یه بچه و شناسنامه سفید چیکار میکردم؟
کالفه تو جام جابه جا شدم

رمان جهنم بی همتا اثر زهرا غنی ابادی یک رمان عاشقانه و جدید ترند 

رمان : #تاوان_یک_روز_بارانی

🍀ژانر : #عاشقانه
🍀نویسنده: #ملیکا_شاهوردی

💚

خلاصه رمان تاوان یک روز بارانی

جانان توسط  جاوید اجیر میشه تا با اغواگری هاش طوفان رو خام خودش کنه و بکشتش اما همه

چی زمانی شروع میشه که جانان عاشق مردونگی طوفان میشه و…

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان تاوان یک روز بارانی اثر ملیکا شاهوردی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات