103 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان خانم کوچولو

شناسه محصول: 50

رمان خانم کوچولو

رمان جدید وعاشقانه این رمان زیبا رو می تونید با پرداخت مبلغ بسیار کمی تهیه کنید

لینک دانلود پس از خرید

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

34,000 تومان

توضیحات محصول

رمان خانم کوچولو|عشقی پایدار

رمان خانم کوچولو

رمان: #خانم_کوچولو
ژانر: #عاشقانه
خلاصه رمان:روایت این رمان بر مدار زندگی دختری‌ست که با وجود ظاهرسازی‌هایی که انجام می‌دهد

و تمام تلاشی که برای شاد بودن دارد، با تمام وجود غم و تنهایی را لمس کرده است. حالا او برای

عملی کردن وصیت پدر مرحومش، پا در دانشگاهی می‌گذارد که اتفاقات غیرمنتظره‌ای را پیش

رویش می‌گذارد. اتفاقاتی توام با طنز و…به رنگ عشق

 

 در قسمتی از رمان خانم کوچولو  باهم می خوانیم

 

منم با ی د بیام وگرنه رایکا نمیاد
عمر نیشخندی زد رو به من با تمسخر گفت:
_اون وقت تو نمی زاری بیاد؟؟ هه مثل ا ی نکه یادت رفته ما ک ی هستی م
مثل خودش با تمسخر سرتا پاشو نگاه کردم و گفتم:
_هه اره می دونم…یه خالفکار که بیشتر نی ستی!!!
خشم توی چهرش ب یداد میکرد رایکا با نگرانی نگاش بین من و عمر رد و بدل م یشد
) مکالمه عمر و ارشاویر به زبان فارسی هست.(
بازوی رایکا رو توی دستش گرفت و با صدایی که از خشم میلرز ید رو به من گفت:
_تقاص ا ین حرفتو پس میدی !!
266
خانم کوچولو
هردوتاتون گمشی د با من بیا ید داد زد:
_سر یع
اخمام شد ید توی هم رفت به رای کا نگاه کردم گره ابروهاش کور تر شده بود حتی اخمش هم
جذابه…پشت عمر راه افتادی م رفت سمت پذی رایی داخل پذ یرایی بادیگارد ها به عالوه اون
مردک عثمان نشسته بودند. عثمان تا را یکارو د ید چشاش برق زد رایکا ی واش جوری که من
بشنوم گفت…:
&&&
رایکا
جوری که فقط من و آرشاو یر بشنو یم گفتم:
_بیا بوزینه تو چشاش پروژکتور راه انداز ی شد ای خدا ک ی م یشه من حلوای اینو بخورم حاال
میدونم حلوا گرون شده توقع بیجا ندارم فقط بمیره….
267
خانم کوچولو
آرشاو یر نگاه تأسف باری حوالم کرد خدا شاهده زی ر نو یس نگاهش میگفت:
_خاک تو سرت اسکل اخه اینجا جای ای ن مسخره بازی هاست
بغ کرده به جلو خیره شدم ا یش. اینا اخرش هم قدر استعداد های منو نمی دونن
)وجدان: االن دقیقا چه استعداد خاصی از خودت نشون داد ی ؟؟ (
)من: این همه فک زدم اینا همش یه استعداده نای ابه!!(
)وجدان: هه صحیح (

 

این بگم بازار پلاس بهترین سایت برای دانلود انواع رمان وکتاب است اونایی که این رمان خانم گوچولو رو

دوست دارند

قطعا رمان رمان دور بریای خنگ منرو هم می خوانند
با صدای عثمان از فکر بی رون اومدم. عثمان نیشخندی زد به عربی گفت:
_به به بانوی ز یبا چند روز پی ش خوب زبون داشتی االن چی شد؟
یکم مثل بز نگاش کردم وقتی د ید هی چ ی نمیگم گفت:
268
خانم کوچولو
_اوخی ترسی دی ؟؟
اشکالی نداره خودم درستت می کنم. دهن کجی به این اعتماد به سقفش کردم و گفتم:
_مرتی که چلغوز وقتی می بینی برام اهمی ت نداری الکی زر زر نکن
با خشم نگام کرد و رو به بادی گارد ها داد زد:
– دست و پاشو ببند ید
ارشاوی ر خواست بره جلو که آروم گفتم:
_هر اتفاقی افتاد هی چی نگو
با صورتی سرخ از عصبانیت نگام کرد که چشمامو به نشونه التماس روی هم گذاشتم…انگار
حرفمو از نگام خوند که هیچی نگفت. می تونستم االن همشون و خورد و خمیر کنم ولی صبر
کردم ببینم عثمان می خواد چی کار کنه. عمر یه گوشه وا یساده بود و خنثی نگاه می کرد

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان خانم کوچولو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات