113 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان دلیار 

شناسه محصول: 93

رمان دلیار

لینک مستقیم بعد از پرداخت برای شما نمایش داده خواهد شد

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

32,000 تومان

توضیحات محصول

رمان دلیار |سه ژانر زیبا

رمان دلیار

رمان : #دلیار

ژانر: #عاشقانه #کلکلی #پلیسی

نویسنده: #mahsoo

خلاصه رمان دلیار

دلیار دختری که پدرش را از دست داده مدتی پیش عموش که .پ.س.ر.ی. را به فرزندی

قبول کرده زندگی می کنه ‌پ.س.ر‌.ی. ز.و.ر.گ‌.و. و.ش.ک.ا.ک. ..حالا .ب.ی.ن. این د.و .ن.ف.ر.

ات.ف.ا.ق.ا.ت.ی. میوفته که باعث…

 

در قسمتی از رمان دلیار

آزیتا پیراهنی بلند و نباتی رنگ پوشیده بود.. موهایش رو شونه هاش ریخته بود و یک ردیف گل
مریم رو موهاش کار شده بود.. آزیتا لبخندش.. برخوردش.. نگاهش همه و همه نشان از
محجوبیت و سنگینی اش داشت.. !!
مدام دست کیانوش و گرفته بود و داشت کنار گوشش پچ پچ می کرد..
نازیال که نگاهم و رو انها دید گفت : حاال چرا محکم داماد و چسبیده..؟؟ می ترسه کیانوش فرار
کنه..؟؟ عروس هم عروس های قدیم..
با خنده چشم غره ای به نازیال رفتم..
موزیک با صدای بلند داشت پخش می شد اما کسی وسط نمی رقصید..
نگاهم به اطراف چرخید.. خبری از سپهر نبود ! نازیال دستم و گرفت و گفت : مگه اومدیم
روضه..؟چیه یه گوشه نشستیم..؟؟ پاشو خواهر داماد.. پاشو یه تکونی به خودمون بدیم و مجلس و
گرم کنیم.. !
نازیال موزیک و عوض کرد و ولوم داد.. حس می کردم پنجره ها دارن میریزن پایین..
نازیال دستم و کشید و من و با خودش وسط برد.. .
خوبِ من.. می خوامــ ــت..
آرزومه بیام تو خوابت..
عزیــــــــزم..
بـــخندیــــــم..
بشم محو صورتِ ماهت..
دوســـت دارم بمیــــرم ؛ اما اون اشک هات و نبینـــم..
بـُـردی تو ؛ دیگه قلب من..
می خــوام اون دستــات و بگیــــــرم..

رمان رقص قاصدک اثر ریحانه نیاکام یک رمان عاشقانه زیبا در بازار پلاس یک سری بزن وببین این

رمان خوشکل رو

برای دانلود رمان بیشتر به نگاه دانلود مراجعه کنید
عشقِ من باش.. جونِ من باش.. !
نزاری یه روزی این دل و تنهاش..
ای دیوونــــه … دوسـ ــت دارم.. نمی تونم از تو چـ ـــشم بــردارم !!
)عشق من باش – خواننده : بهنام صفوی (
صدای دست و جیغ به گوش می رسید..
آذین ردیف اول ایستاده بود و با ریتم خودش و تکون می داد و برامون دست می زد..
با لبخند به سمتش رفتم و دستش و گرفتم و با خودم به وسط آوردم..
صدای سوت و جیغ بلند شد.. نزدیک به یه دقیقه ای روبه روی همدیگه رقصیدیم..
نازیال هم بی خیال کنارمون می رقصید..
به سمت یاسمن که پا رو به پا انداخته بود و نگاهمون می کرد رفتم و به اصرار به پیست رقص
آوردمش..
موزیک عوض شد..
چند نفری خودشون برای رقص اومدن..
حاال اکثرا دور نشسته بودند و دست می زدند:.. چشمم به سپهر افتاد که داشت از پله ها پاین می
یومد.. دست و پام بی حس شد !! بی شعور چقدر جذاب شده بود.. از همون رو پله داشت بری
یکسری از اقایون سر تکان میداد و سالم علیک می کرد..پله ها رو پایین اومد و از همون اولین
نفرات شروع به دست دادن و خوش و بش کرد.. !
چشماتـــو.. ؛ واکن ببین جون میگیرم با تــو..
که می کوبه قلــبِ مــن .. اینقدر تـــنـــد.. !

رمان دلیار |  کاربر انجمن
برای دانلود رمان بیشتر به نگاه دانلود مراجعه کنید
که نمی دونم ” می تونم ” بمونم تا کـ ـی تو دنیاتــــو..
مـــــــن با تـــــــــو هســتـــــــــــم !!
دستات تو دستم..
می گیرم ؛ می مونم
رو عهدی که بستم
تو قلبم می مونی..
تو فقط می دونی ! که با چه حرفایــــی قلبم و بلرزونی.. !!

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان دلیار ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات