پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان دلیار
لینک مستقیم بعد از پرداخت برای شما نمایش داده خواهد شد
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
32,000 تومان
رمان دلیار
رمان : #دلیار
ژانر: #عاشقانه #کلکلی #پلیسی
نویسنده: #mahsoo
دلیار دختری که پدرش را از دست داده مدتی پیش عموش که .پ.س.ر.ی. را به فرزندی
قبول کرده زندگی می کنه پ.س.ر.ی. ز.و.ر.گ.و. و.ش.ک.ا.ک. ..حالا .ب.ی.ن. این د.و .ن.ف.ر.
ات.ف.ا.ق.ا.ت.ی. میوفته که باعث…
آزیتا پیراهنی بلند و نباتی رنگ پوشیده بود.. موهایش رو شونه هاش ریخته بود و یک ردیف گل
مریم رو موهاش کار شده بود.. آزیتا لبخندش.. برخوردش.. نگاهش همه و همه نشان از
محجوبیت و سنگینی اش داشت.. !!
مدام دست کیانوش و گرفته بود و داشت کنار گوشش پچ پچ می کرد..
نازیال که نگاهم و رو انها دید گفت : حاال چرا محکم داماد و چسبیده..؟؟ می ترسه کیانوش فرار
کنه..؟؟ عروس هم عروس های قدیم..
با خنده چشم غره ای به نازیال رفتم..
موزیک با صدای بلند داشت پخش می شد اما کسی وسط نمی رقصید..
نگاهم به اطراف چرخید.. خبری از سپهر نبود ! نازیال دستم و گرفت و گفت : مگه اومدیم
روضه..؟چیه یه گوشه نشستیم..؟؟ پاشو خواهر داماد.. پاشو یه تکونی به خودمون بدیم و مجلس و
گرم کنیم.. !
نازیال موزیک و عوض کرد و ولوم داد.. حس می کردم پنجره ها دارن میریزن پایین..
نازیال دستم و کشید و من و با خودش وسط برد.. .
خوبِ من.. می خوامــ ــت..
آرزومه بیام تو خوابت..
عزیــــــــزم..
بـــخندیــــــم..
بشم محو صورتِ ماهت..
دوســـت دارم بمیــــرم ؛ اما اون اشک هات و نبینـــم..
بـُـردی تو ؛ دیگه قلب من..
می خــوام اون دستــات و بگیــــــرم..
رمان رقص قاصدک اثر ریحانه نیاکام یک رمان عاشقانه زیبا در بازار پلاس یک سری بزن وببین این
رمان خوشکل رو
برای دانلود رمان بیشتر به نگاه دانلود مراجعه کنید
عشقِ من باش.. جونِ من باش.. !
نزاری یه روزی این دل و تنهاش..
ای دیوونــــه … دوسـ ــت دارم.. نمی تونم از تو چـ ـــشم بــردارم !!
)عشق من باش – خواننده : بهنام صفوی (
صدای دست و جیغ به گوش می رسید..
آذین ردیف اول ایستاده بود و با ریتم خودش و تکون می داد و برامون دست می زد..
با لبخند به سمتش رفتم و دستش و گرفتم و با خودم به وسط آوردم..
صدای سوت و جیغ بلند شد.. نزدیک به یه دقیقه ای روبه روی همدیگه رقصیدیم..
نازیال هم بی خیال کنارمون می رقصید..
به سمت یاسمن که پا رو به پا انداخته بود و نگاهمون می کرد رفتم و به اصرار به پیست رقص
آوردمش..
موزیک عوض شد..
چند نفری خودشون برای رقص اومدن..
حاال اکثرا دور نشسته بودند و دست می زدند:.. چشمم به سپهر افتاد که داشت از پله ها پاین می
یومد.. دست و پام بی حس شد !! بی شعور چقدر جذاب شده بود.. از همون رو پله داشت بری
یکسری از اقایون سر تکان میداد و سالم علیک می کرد..پله ها رو پایین اومد و از همون اولین
نفرات شروع به دست دادن و خوش و بش کرد.. !
چشماتـــو.. ؛ واکن ببین جون میگیرم با تــو..
که می کوبه قلــبِ مــن .. اینقدر تـــنـــد.. !
رمان دلیار | کاربر انجمن
برای دانلود رمان بیشتر به نگاه دانلود مراجعه کنید
که نمی دونم ” می تونم ” بمونم تا کـ ـی تو دنیاتــــو..
مـــــــن با تـــــــــو هســتـــــــــــم !!
دستات تو دستم..
می گیرم ؛ می مونم
رو عهدی که بستم
تو قلبم می مونی..
تو فقط می دونی ! که با چه حرفایــــی قلبم و بلرزونی.. !!
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.