پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان یک فروردین
یک رمان جذاب وباحال
لینک دانلودپس از پرداخت
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
18,000 تومان
رمان یک فروردین
رمان #یک_فروردین
ویسنده #هلیا
ژانر: #عاشقانه
سیاوش، مردی سی و چند ساله و بزرگ شدهی بهزیستی، پلیسی .م.ع.ل.ق. شده از کار
و ب.و.ک.س.و.ر.ی. که بعد از سالها تمرین و مدالهای ر.ن.گ.ا.ر.ن.گ. برای گذران زندگی
م.ج.ب.و.ر.به شرکت در مسابقات .ز.ی.ر.زم.ی.ن.ی.ست؛ در مقابل د.خ.ت.ر.ک.ی. ترانه نام
قرار میگیره که در .ظ.ا.ه.ر .هزار تفاوت باهم دارند و در .ب.ا.ط.ن. هزاران شباهت
–
«بگو نبات –
– خیلی دوستت دارم. خیلی زیاد… «
– میدونی میمیرم برات «
لبخند میزنه. دستش رو می گیرم.
– تو تنها چیزی هستی که دارم توی این دنیا ترانه. مثل آدمای دیگه که عواطفشون بین
خانواده و عشقشون تقسیم میشه نیستم. تو تنها کسی هستی که دارم. هر چی مهر و عشقه
واسه توئه… هیچ وقت ولم نکنی بری «ا
خودش رو مثل گربه میچسبونه به بازوم. دستم رو حلقه میکنم دور تنش.
م – نم خیلی دوستت دارم… ولت کنم کجا برم؟ جز بغلت جایی ندارم «
موهاش رو میبوسم و بعد به تهران رو به رو نگاه میکنم. م
«سیاوش؟ –
«جون دلم –
«؟بچه دوست داری –
«آره –
– پسر دوست داری یا دختر؟ «
رمان دلیار ورمان رقص قاصدک اثر ریحانه نیاکام دوتا رمان عاشقانه وباحال این دوتا رمان خوشکل
رو می تونید با لینک مستقیم دانلود کنید
«جفتش خوبه –
– دوست داری اولین بچه «ات چی باشه؟
– دوست دارم اولیش پسر باشه دومیاش دختر… که اگه روزی نبودم، پسره مرد بشه بتونه
مراقب خواهرش باشه «
– منم دوست دارم اولی پسر باشه. چند تا بچه دوست داری؟ «
چون خانواده – ای نداشتم دوست دارم خانوادهام پر جمعیت باشه اما چون میدونم بچه دار شدن
چقدر واسه یه زن سخته به تو ربط داره. هر چقدر که تو بخوای… یهدونه دوتا، اصال هیچی! «
– هیچی؟ یعنی بگم هیچی قبول میکنی؟ «
– آره… فقط اگه بگی مراحل بچهدار شدنم انجام ندیم قبول نمیکنم «
میخنده و مشت میزنه به سینهام و من زوری و محکم گونههاش رو میبوسم.
– شما مردا فقط این چیزا واستون مهمه «
تنش رو زوری به خودم فشار میدم.
– اگر این چیزا واسم مهم بود که ۸ ماه بیرون گود واینمیسادم که بعدش بتونم زن بگیرم که «
خودش رو لوس میکنه و چشم غره میره. بینی اش رو میکشم.
– اینکه شدیدا برام جذابی و کشش جنسیام بهت بیشتر از چیزیه که همیشه از خودم تصور
میکردم رو پنهون نمیکنم. چیزی بدی نیست که پنهون کنم. زن و شوهر باید این حس و
غریزه بینشون باشه… ولی االن که باید صبر کنم، صبر میکنم. چه اشکالی داره؟ «
باالخره لبخند میزنه.
– من مثل تو با تجربه نیستم که اینقدر خوب غریزهام رو بشناسم…اما… خوب میفهمم که
«ابیچقدر برام جذ
صدای خندهام باال میره و بیشتر خجالت میکشه. محکم بغلش میکنم.
– میگم سرتقی نگو نه… میخورمت به خدا یه روز… با این سرخ و سفید شدنت «
*
«سیاوش؟-
از گذشته بیرون میام و سرمیچرخونم. سپهر توی چهارچوب در بالکن ایستاده بود.
«چیه؟ –
– توو فکری… نابود کردی خ «ودتو
ه رو بردوبار گردونم سمت تهران.
– آره… نابود شدم. با رفتنش نابود شدم… «
– برمیگرده… درست میشه همه چیز «
– برگرده… این مهمه… بقیه چیزا دیگه مهم نیست «
– خوبه حداقل میدونیم رفته شمال… شاید جا «ی کرایه کردهی
– ایشاهلل تا فردا میفهمیم «
ناراحت نبا – ش دیگه… فردا میبینیش «
– هنوز تصمیم نگرفتم «
«تصمیم چی؟ –
– که اگه پیداش کردم ببینمش یا نه، برگردونماش یانه. چیزی بگم یا نه… «
– باید حرف بزنید باهم… باید از زیر زبونش بکشی ببینی دردش چیه «
– دردش اینه که باباش من رو نمیخواد، اونم مثل هر آدم عاقل دیگهای به حرف خانوادهاش
«گوش داد…
– پس واسه چی ول کرده رفته؟ «
– واسه اینکه فراموش کنه. خود تو بودی فرار نمیکردی؟ منِ بدبختم اگه مسئولیت کار نداشتم
تاحاال هزار کیلومتر دور شده بودم از اینجا… منم میرفتم که فراموش کنم
| فایل |
پی دی اف کامل |
|---|
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.