پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان شوخی شوخی عاشق شدم
رمانی بسیار زیبا این رمان جذاب رو می تونید با پرداخت مبلغ ناچیز تهیه کنید ولذت ببرید
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
34,000 تومان
رمان شوخی شوخی عاشق شدم
رمان: #شوخی_شوخی_عاشق_شدم
ژانر: #عاشقانه #طنز
خلاصه رمان: دختری از جنس شیشه،به طعم شوخی،غصه هایش رهگذر باد،غرورش پابرجا
و صدایش طوفانی،هوایش ابری است و درمیان خنده های بی پایانش اسیر میشود در قفس لحظه ها
و در صید صیاد وقفه ها،در گذر او….وشاید من و شما……
آنی دختری مغرور،شوخ،با روحیه ی شاد،که تا حالا عاشق نشده،تو یه خوانواده چهار نفری زندگی میکنه
و عاشق اوناست،یه دختر خوشگل که حالا دانشگاه قبول شده،یه روز که میخواد بره به ملاقات
استادش آقای یزدان پناه،کنار یک گل فروشی نگه میداره،و اون جا چهره ای رو میبینه که سال ها ندیدتش..
دوست دارم..
چون تو شرا ستارمی تو..
همه میگن نیمه ی گمشدمی تو..
به خاطرت دلت که دریاست..
چشایی که تموم دنیاس..
همیشه از خودت گذشتی
به خاطر همین که هستی دوست دارم………
تو واسه من نفسی ، نیست مث تو کسی…
یه ستاره روی زمینی..
تو پاک ومهربونی تو قدرمو میدونیییییی…
همین که هستییییییییی…
بهترینی..
کم کم جفتمون از تو اخالقا سییگی مون در اومده بودیم،شییارژ شییده بودم
تقریرا، عینک رو از رو چشماش برداشتم و
گذاشتم رو چشمای خودم…
بعد درحالی که یه خورده صیورت کشیده شد اینطرف گفت: چیکار میکنی
دختر!
اون قیمت گرونه ها، کاری شه،خودت میدونی…
میخواسیت منواذیت کنه، اووووووفمارکشیو! بابا..با تمسیخرگفتم: پولدار
عقده ای بازی در نیار.
شوخی شوخی عاشق شدم 075
میدم بابا پولشو حساب کنه…
خندید وحرفی نزد….یه هو نگه داشت و گفت: رسیدیم!
-چه زود! سریع اسان! تو دلم گفتم: با جگوار سامی..
سامی با سوال گفت:نمیخوای پیاده شی؟
پیاده شدم ودرحالی کهعینک تو دستم بود گفتم: چیه،زنت منتظرته؟
با جدیت گفت: نه قربونت برم، به پسییرم قول دادم بررم شییهربازی،دیگه
وقت نمیکنم…
در بازار پلاس بسیاری از رمان ها وجود دارد که می تونید با یک سرچ اونها رو پیدا کنید وبخرید واز اونها
لذت ببرید اینرمان های زیبا در بازار پلاس موجود است مثل رمان خانم زبون درازیک رمان بسیار جذاب وعاشقانه
………………………………………
-ت خنده ای زدم و گفتم: دریاچه ی ارومیه……
بعد همینطور کهراه افتادم سمت در گفت: یه چیزی رو فراموش نکردی؟
اصال به نگاه نکردم،بلند گفتم: صاحاب قابل داره..
بعد دیدم سریع گازش رو گرفت و رفت..
عینکو گذاشتم روی سرم و آیفونو زدم…
صدای نوید بود که گفت: بله…
با صدای کلفتی گفتم: منزل عاشق!
نوید-نخیرجانم…. اشتراه گرفتین..
بعد قطع کرد، اما از رو نرفتم و دوباره آیفونو زدم..
تا میخواست چیزی بگه،با صدای خودم گفتم: منزل نوید عاشق؟
نوید با خوشحالی گفت: انی عزیزم تویی؟
-پ ن پ سامی ام، ورژن دخترون ..
نوید-نمیدونستم ورژن دخترونه سامی اینقدر هلوئه…..
-نوید به قطد قسم اگه ی بار خراب بازی دربیاری ..درستت میکنم…..
بلند خندید و گفت:تشریف بیارید…و با کمی مکث اظافهکرد….لطفا!
بعد از شیینیدن صییدای باز شییدن در با سییرعت خودم رو انداختم توی
حیییاااااااط….. دلم واسه اینوا ل زده بود،واسه
این استخر خوشگل…واسه این درختا،واسه این اسمون…
همینطور تو حییاط دور میزدم که دیدم نوید از توی خونه داشییت میومد
بیرون،بدو بدو رفتم سمت ،دلم خیلی واس
تن شده بود،همین کهرسیدم به سریع پریدم توی بغل …
اونم من رو بلند کرد وهمینطور میگردوند..
جفتمون خنیدییدیم وهمینطور که میچرخید گفتم:نوید جونی..بسییه االن
روت باال میارم..خندید و متوقف شد اما منو
نگذاشت زمین…دستم رو انداختم دور گردن …
صیورتم درست روبروی صورت بود، چقد واسم خواستنی شده بود، اه دلم
پرسید تو اون بیمارستان لعنتی…
یه هو لرامو بردم جلو و محکم لراشو ب*و*سیدم…
بعد خندید وگفت:آی…آی….اینوا مال کس دیگه ایه…
عین این بچه پرروها گفتم: نخیر…مال خود خودمه..
خندید و من رو گذاشت روی زمین..
بعد روبروش واستادم وگفتم: به شما ها میگن خوانواده؟
شوخی شوخی عاشق شدم 077
نوید-تو واژه ی دیگه ای پیداکردی؟
خندیدم..بعد با مهربونی گفت: خب آره….همین رو میگن.
گفتم: نوچ….به شییما میگن انومن بیخیال سییرویس….بابا من بد بخت،
االن سه روز ودوساعت و چهل و شی
دقیقس..تو بیمارستان تنها بودم…اونوقت شما.!
سریع گقت: پس سامی اونوا چیکار میکرد؟
میکرد؟روز وشب چپیده بود رو صندلی منمارمول سییواری….بعد یه نگاه انداختم به وگفتم: به نظرت چیکار
ومسخره میکرد…
بعد رو به سمت دیوار گفتم: پدری ازت درآرم سامی….مادرت حض کنه..
بعد دوباره به سیمت نوید نگاه کردم، ارومومهربون پیشیونیم رو ب*و*سیید
وبعد از اینکه رفت عقب گفت: دلم واست خیلی
تن شده بود،آبوی کوچیکه…
با معرفت گفتم: ما بیشتر..
بعد دست رو به سمت در خونه دراز کرد وگفت: بفرمایید..منزل خودتونه..
بعد روی پام خم شدم وگفتم: مغسی…..حاجی…
هر دو خندیدیمو رفتیم توی خونه، بلند داد زدم….نفس ک ..! دلم واسییت
ماچ میفرستاد،خونه ی خودم..
بعد از اون رفتم سمت پله ها که صدایی من رو به خودم اورد
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.