پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان مثل کوه
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
23,000 تومان
رمان مثل کوه
رمانی جذاب برای شما عزیزان در بازار پلاس بهترین رمان در عاشقانه واجتماعی این رمان جذاب با کیفیتی بسیار
بالا رو می تونید بعد از پرداخت داشته باشید رمان های جذاب دیگری هم هستن کتاب اعدام یا انتقامرو یک نگاهی بندازی
می فهمی چه کتاب خوشکل وزیبایی است
دوپارت این رمان بخون بعد بخر
خودت گفتی نجاتم بده.
_االن میخواین نجاتم بدید؟با ازدواج و گرفتن تعهد؟
که اونم توی خانواده های مذهبی زن مطیع شوهر و
بدون اجازهاش حق نداره حتی کار خیر کنه.
با کمی مکث جوابش را میدهد:
_نمیدونم تصورت از مذهبی بودن و خانواده ی ما
چیه!باالخره یک مدتی با ما زندگی کردی
من نمیخوام تو رو به اسارت بگیرم.میدونم قصد
ازدواج نداری اگه پای قرار عقد دیگهای وسط نمیبود
االن من و تو هم اینجا نبودیم.
نمیگم نسبت به این شب و اینجا بیمیلم… چون
دروغه!
#p107
مکث میکند و بی توجه به قلب به طپش افتاده ی مهسا
ادامه میدهد:
_تصمیمم این نیست مثل فیلم و قصه ها بعد از ازدواج
مثل دو تا همخونه زندگی کنیم و بگیم عیسی به دین
خود موسی به دین خود اما خودخواهانه تو رو درگیر
خواستههای خودم نمیکنم. بهت فرصت میدم،به جفت
مون…فرصت دوست داشتن و دوست داشته شدن
با کار کردنت مشکلی ندارم، با بال و پر گرفتنت هم
همین طور. اگه بخوای درس بخونی، یا کار کنی
حمایت میکنم اما از اصول خارج بشی و درگیر
مهمونی و سفر مجردی و تا آخر شب با دوست و
رفیق با مخالفت من روبه رو میشی.میدونم
خانوادتون اعتقاداتش با ما فرق داره. ازت میخوام
کوتاه بیای توی رقصیدن جلوی جمعی که توش مرده
و دست و بغل با پسردایی و پسر عمه و دوست
اجتماعی و کنار بذاری… منم جاش صد قدم برمیدارم
واست.
مهسا که به دو گوش اضافه حرفهای او را میشنید
طاقت نمیآورد :
_چی مثال؟تا االن که شما فقط شرط و شروط گذاشتین
االن مثال میخواین ترغیبم کنین به ازدواج؟
لبخند محو و مردانه ای کنج لب نامدار مینشیند :
_خوب باشه شما بفرمایید.
کمی فکر میکند :
_گفتین بهت فرصت میدم، اگه فرصت دادید و من
نتونستم شما رو دوست داشته باشم چی؟
با کمی تأمل جواب میدهد :
_من اعتقاد دارم خدایی که تأکید کرده به ازدواج با
جاری شدن خطبه ی عقد مهر زن و شوهر و توی دل
هم میندازه
رمان: #مثل_کوه
🍀نویسنده: #سارگل
🍀ژانر: #عاشقانه #اجتماعی
💚
من خواستگار دختر شمام و این اولین باری هست که اومدم خواستگاری و قطعا آخرین بار…
دلیل مخالفت تون و نمیدونم اما برای جلب کردن رضایتتون هر کاری میکنم. شده ماهها برم
و بیام اینکار و می کنم اما دست نمیکشم مگه اینکه خود مهسا خانم شخصا بگه نه…!
معین خان با اخم های درهم رفته میخواهد جواب بدهد که صدای ابراهیم خان مانع میشود:
_دخترم نظر تو چیه
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.