رمان شاه خشت
رمان شاه خشت 26,000 تومان
بازگشت به محصولات
ابوالفضل رحیمی
مجموعه موزیک های محلی خراسان اثر ابوالفضل رحیمی Price range: 79,000 تومان through 1,379,000 تومان
186 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان مهرجان از طیبه نور بخش

رمان مهرجان یک رمان عاشقانه به سبک اروپایی است این رمان حدود 2000 صفحه می باشد و مخصوص

شما عاشقان کتاب

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

26,000 تومان

توضیحات محصول

 رمان مهرجان از طیبه نور بخش

رمان مهرجان از نویسنده خوش ذوق طیبه خانم است این رمان گرانبها در بازار پلاس مرجع

رمان وکتاب ارائه می شود شما می توانید با خرید از بارار پلاس این رمان رو داشته باشید

بخونید ولذت ببرید رمان شاه خشت رمان ترند سایت ما می باشد

🍀نویسنده : #طیبه_نوربخش

🍀ژانر : #عاشقانه #رئال

💚

خلاصه رمان مهرجان

داستان زندگی دختر پرورشگاهی به نام مرجان را دنبال می کنید که در یک شرکت خدماتی

مشغول به کار است، برای یک تولد در مراسمی حور پیدا می کند و آرش تاجر خوش چهره و جذاب،

از او خوشش می آید و برنامه ای طرح می کند که مرجان به منزل او برود و…

در قسمتی از رمان مهرجان می خوانیم

در قسمتی از صفحه 1118  رمان مهرجان باهم می خوانیم

طیبه نوربخش رمان مهرجان
نهتایید میکند و نه تکذیب. از روی شانهام به سمت پنجرهی
آشپزخانه سرک میکشد و میگوید: یکی دو بار به فضای سبز
بیرون پنجره نگاه کردم. بریم قدم بزنیم؟
دست به کار میشوم. ظرفها را دسته میکنم و به سمت سینک
راه میافتم. کمتر از ده دقیقه وقت میبرد تا آشپزخانه مرتب شود
و بعد میتوانیم برویم.
ـ شما اضافهی غذا رو جمع کن. من هم اینا رو میشورم.
دستهای پرش را داخل لگن ظرفشویی خالی میکند و میگوید:
اینا بمونن… فردا میگم یکی بیاد.
باورم نمیشود. فقط چند تکه ظرف است!
طیبه نوربخش رمان مهرجان
ـ برای اینا؟ نهایتش یه ربع کار میبره.
نگاهشبین صورت من و محتویات لگن ظرفشویی میرود و
برمیگردد.
ـ الزم نیست انجامش بدی.
تبسم میکنم: واقعا کار زیادی نیست.
ـ گفتی من چکار کنم؟
کمی آستینهایم را باال میکشم و میگویم: جسارتا ظرفهای پر
رو خالی کنید.
طیبه نوربخش رمان مهرجان

در ادامه صفحه بعدی میخوانیم

دستهایش را به کمرش میزند و حس میکنم نیاز به توضیح و
راهنمایی بیشتری دارد.
ـ باید باقیموندهی غذا رو توی ظرف مناسب بریزی تا بعد که خنک
شدن بره توی یخچال. قابلمهها رو بذار دم دستم و روی کانتر رو
پاک کن… ببخشید که دارم دستور میدم. دیگه عادتم شده.
ـ با تازه واردها اینطوری تا میکنید!
شروع به شستشو میکنم و میخندم: یه کم جدیتر!
ـ میرم لباسم رو عوض کنم.
دستانش را از هم باز میکند و ادامه میدهد: با اینا نمیشه ازت
دستور گرفت.
طیبه نوربخش رمان مهرجان
میرود و به سرعت برمیگردد. هر چه دم دستش آمده را پوشیده!
تیشرت سورمهای و گرمکن سیاه.
وقتی میرسد که ظرفها را تمام کردهام.برای خودش زمزمه
میکند: غذاها برن تو ظرف مناسب. اوکی.
تماشایش میکنم. اینطرف آنطرف میرود و به داخل کابینتها
سرک میکشد. حدسهایش برای انتخاب ظروف متناسب غلط است
و ماست را با کاسه داخل یخچالش میگذارد. قابلمهها را روی هم
کج و معوج سوار میکند و مقابلممیایستد.
ـ این هم از این!
طیبه نوربخش رمان مهرجان
با احتیاط چیزهایی را که آورده تحویل میگیرم و او کنارم
میایستد.
میپرسم: بقایای بعد ازهر مهمونی رو مستخدم جمع میکنه؟!
ـ هیچ کدوم از مهمونهام تا به حال شعورشون نرسیده که بعد از
خوردن مرحلهی دیگهای هم هست!
قابلمهی شسته را ازدستم میگیرد و گوشهای داخل آبچکان
میگذارد

 

 

 

لینک دانلود در صورت درخواست صاحب اثر حذف می گردد

اطلاعات محصول

فایل

پی دی اف 2000 برگه

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان مهرجان از طیبه نور بخش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات