پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان مهرجان یک رمان عاشقانه به سبک اروپایی است این رمان حدود 2000 صفحه می باشد و مخصوص
شما عاشقان کتاب
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
26,000 تومان
رمان مهرجان از نویسنده خوش ذوق طیبه خانم است این رمان گرانبها در بازار پلاس مرجع
رمان وکتاب ارائه می شود شما می توانید با خرید از بارار پلاس این رمان رو داشته باشید
بخونید ولذت ببرید رمان شاه خشت رمان ترند سایت ما می باشد
🍀نویسنده : #طیبه_نوربخش
🍀ژانر : #عاشقانه #رئال
💚
داستان زندگی دختر پرورشگاهی به نام مرجان را دنبال می کنید که در یک شرکت خدماتی
مشغول به کار است، برای یک تولد در مراسمی حور پیدا می کند و آرش تاجر خوش چهره و جذاب،
از او خوشش می آید و برنامه ای طرح می کند که مرجان به منزل او برود و…
در قسمتی از رمان مهرجان می خوانیم
طیبه نوربخش رمان مهرجان
نهتایید میکند و نه تکذیب. از روی شانهام به سمت پنجرهی
آشپزخانه سرک میکشد و میگوید: یکی دو بار به فضای سبز
بیرون پنجره نگاه کردم. بریم قدم بزنیم؟
دست به کار میشوم. ظرفها را دسته میکنم و به سمت سینک
راه میافتم. کمتر از ده دقیقه وقت میبرد تا آشپزخانه مرتب شود
و بعد میتوانیم برویم.
ـ شما اضافهی غذا رو جمع کن. من هم اینا رو میشورم.
دستهای پرش را داخل لگن ظرفشویی خالی میکند و میگوید:
اینا بمونن… فردا میگم یکی بیاد.
باورم نمیشود. فقط چند تکه ظرف است!
طیبه نوربخش رمان مهرجان
ـ برای اینا؟ نهایتش یه ربع کار میبره.
نگاهشبین صورت من و محتویات لگن ظرفشویی میرود و
برمیگردد.
ـ الزم نیست انجامش بدی.
تبسم میکنم: واقعا کار زیادی نیست.
ـ گفتی من چکار کنم؟
کمی آستینهایم را باال میکشم و میگویم: جسارتا ظرفهای پر
رو خالی کنید.
طیبه نوربخش رمان مهرجان
دستهایش را به کمرش میزند و حس میکنم نیاز به توضیح و
راهنمایی بیشتری دارد.
ـ باید باقیموندهی غذا رو توی ظرف مناسب بریزی تا بعد که خنک
شدن بره توی یخچال. قابلمهها رو بذار دم دستم و روی کانتر رو
پاک کن… ببخشید که دارم دستور میدم. دیگه عادتم شده.
ـ با تازه واردها اینطوری تا میکنید!
شروع به شستشو میکنم و میخندم: یه کم جدیتر!
ـ میرم لباسم رو عوض کنم.
دستانش را از هم باز میکند و ادامه میدهد: با اینا نمیشه ازت
دستور گرفت.
طیبه نوربخش رمان مهرجان
میرود و به سرعت برمیگردد. هر چه دم دستش آمده را پوشیده!
تیشرت سورمهای و گرمکن سیاه.
وقتی میرسد که ظرفها را تمام کردهام.برای خودش زمزمه
میکند: غذاها برن تو ظرف مناسب. اوکی.
تماشایش میکنم. اینطرف آنطرف میرود و به داخل کابینتها
سرک میکشد. حدسهایش برای انتخاب ظروف متناسب غلط است
و ماست را با کاسه داخل یخچالش میگذارد. قابلمهها را روی هم
کج و معوج سوار میکند و مقابلممیایستد.
ـ این هم از این!
طیبه نوربخش رمان مهرجان
با احتیاط چیزهایی را که آورده تحویل میگیرم و او کنارم
میایستد.
میپرسم: بقایای بعد ازهر مهمونی رو مستخدم جمع میکنه؟!
ـ هیچ کدوم از مهمونهام تا به حال شعورشون نرسیده که بعد از
خوردن مرحلهی دیگهای هم هست!
قابلمهی شسته را ازدستم میگیرد و گوشهای داخل آبچکان
میگذارد
لینک دانلود در صورت درخواست صاحب اثر حذف می گردد
| فایل |
پی دی اف 2000 برگه |
|---|
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.