152 نفر در حال مشاهده محصول هستند

خرید رمان فراز در هبوط از ساغر

رمان فراز در هبوط

  • رمانی جدید وعاشقانه زیبا
  • لینک دانلود بعد از پرداخت به شما نمایش داده خواهد شد این رمان زیبا  بدون هیچ تغییری برای شما اماده شده است

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

14,000 تومان

توضیحات محصول

رمان فراز در هبوط از ساغر بانو pdf کامل

رمان فراز در هبوط مانند رمان حریر حرارت یک رمان عاشقانه به قلم یک نویسنده خوش ذوق

وجوان است این رمان زیبا وجدان هر کسی را به سمت عشق می کشاند و حس شادابی خوبی

در فرد برقرار می کند

🍀نویسنده : #ساغر_بانو

🍀ژانر :  #عاشقانه

 

خلاصه  رمان فراز در هبوط

چطور می تونم عاشق مردی بشم که برادرم رو ازم گرفت؟ اون یه لاته… یه لاتِ آدم کش

ومن یه دختر بی پناه وفقیر. اون جذابه، نفسگیره! اما من از اون متنفرم. اون برادرم

رو کشته وحالا می خواد مجبورم کنه به زور زنش بشم…..

پارت 35 رمان فراز در هبوط را باهم می خوانیم

_نوکرم آتای خان.
_فعال…
…#پارت_۳۵
#حریر
_قربون مامان خوشگلم برم،می دونم دلت گرفته،پس
فردا می ریم باهم امام زاده محمد…سرخاک
حمزه…بلکه یه ذره دلت آروم بگیره.
مادرم نم اشک گوشه ی چشمش را با انگشت سبابه
اش می گیرد ومی گوید:
_تا پس فردا دلم آروم می گیره؟دیشب خواب حمزه رو
دیدم…زار ونزار بود…سرگردون بود…داشت دور
خودش می چرخید…بچه ام قبرش رو گم کرده بود.
بهش گفتم مامان چرا اینقدر آشفته ای چرا نمی خوابی؟
گفت چرا سرخاکم نمی یای مامان.از خواب پریدم
حریر…تا خود صبح ضجه زدم…مگه این دلم آروم می
گرفت.
_بچه ام چشم انتظاره برم سرخاکش.
تو می گی پس فردا؟از کجا که پس فردا جنازه ام دراز
به دراز نیوفته این گوشه وتوحسرت قبر حمزه بمونم!
_وای مامان..تورو خدا این حرفها رو نزن…تورو روح
حمزه کم دیگه پیش من دم از مرگ بزن.
امروز هوا آلوده است.گفتن بیماران تفسی از خونه
بیرون نرن.
_هوا که هرروز خدا آلوده است…باز امروز
کمتره…نبری یه تاکسی خبر می کنم می رم.
_وای مامان تو چرا امروز اینقدر لج باز شدی…باشه
،االن خودم آژانس می گیرم باهم بریم.
لبخند مادر انگار هدیه ای از بهشت است.مادرم
مدتهاست که سرمزار حمزه نرفته…یعنی بیشتر لجش با
من بود ،چون من مسمم ایستاده بودم تا قاتل حمزه
قصاص شود..وبخاطر لج بازی با قاتل حمزه…خانه را
فروخته بودم تا پول دیه را جور کنم…وحاال من ومادرم
در خانه ی خودمان مستاجر بودیم.
با آژانس تماس گرفتم وبعد از حدودا یک تا یگ ساعت
ونیم دیگر به امام زاده محمد رسیدیم..
ویلچر مادر را پیاده کردم ومادر را درونش قرار دادم و
به سمت مزار حمزه راه افتادم..
گمی مانده به قبر حمزه مرد بلند قامتی را با شانه های
پهن دیدم که باالی سر مزار حمزه ایستاده بود…با
سرعت به سمتش قدم تند کردم…او که بود؟!

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خرید رمان فراز در هبوط از ساغر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات