123 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان عاشقتم دیوونه

شناسه محصول: 56

رمان عاشقتم دیوونه

رمانی جدید وعاشقانه

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده خواهد شد

 

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

34,000 تومان

توضیحات محصول

رمان عاشقتم دیوونه|رمان جدید وعاشقانه

رمان عاشقتم دیوونه

رمان: #عاشقتم_دیوونه
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #طنز
خلاصه رمان: خلاصه: داستان درباره دختریه که از قشر تقریبا متوسط جامعه است و شغل پدر مادرش

سرایداریه، دیانایه قصه ما دانشجوی رشته مهندسی معماری و تک دختر این خانواده،اما با وجود اینکه

پدرو مادرش تلاش میکنن تا اون کم و کسری در زندگیش احساس نکنه اما دیانا دوست داره روی پای

خودش بایسته. امیدوارم با خوندن این رمان خنده روی لبتون بیاد.

رمان عاشقتم دیوونه

باالتماس به نن جون نگاه کرد و گفتم :
-نن جون، توروخدا گوشیمو یه لحظه بده اون کلش المصبو انتقال بدم توی این گوشی

بعد میدم به خودت.
نن جون گوشی رو پشتش قایم کرد و گفت :
-نمیدم، کلندمو نمیدم مال خودمه.
-ای بابا.
همون موقع گوشیم شروع کرد به زنگ خوردن، داد زدم :
-نن جون، نن جون، الهامه اگه جوابشو ندم بچه اش ناقص میشه.
نن جون به صفحه گوشی نگاه کرد و گفت :
-دست خودم.
سرمو تکون دادم و گفتم: باشه، باشه دست خودت.
تماس و خواستم وصل کنم که دوباره گفت -:خودم.
کالفه گفتم :
-بااشه.
عاشقتم دیوونه-حانیا بصیری
216
تااومد تماس و وصل کنه اشتباهی زد رد تماس داد. نفس حرصی کشیدم و گفتم :
-نن جووون، بمیرم از دستت راحت شم، گیر کردیما.
خواستم برم که دوباره زنگ خورد فوری گوشی رو از دستش چنگ زدم و لنگان لنگان

یه لنگ در هوا پریدم سمت
اتاق و درو بستم، تماس و وصل کردم و گفتم :
-سالم.

رمان های زیادی در بازار پلاس وجود دارد که می توانید با بهترین قیمت تهیه کنید یکی از بهترین رمان ها

رمان هزارو سیصد وسکوتو   رمان زندگی بی پایان که خوندن این رمان ها بی حکمت نیس

 

صدای التی و کلفتش تو گوشی پیچید و گفت:
-سالم دایی، کجایی تو؟ نمیبینم،
دستموگذاشتم رو دهنمو گفتم :
-دایی تویی؟مامان بفهمه بهم زنگ میزنی خفم میکنه.
-این خوار ما که خودش مارو ول کرده نمیذاره توهم بیای پیش ما؟
نن جون دراتاق وهول دادو گفت :
-واکن درو،رسول بگو این دختر پوفیوزت بگو گوشیمو بده.
پشتمو به درفشار دادم و نذاشتم واکنه، دایی از پشت خط گفت :
-وااای، این پیری هنو زنده است؟
گفتم -:عِهه، دایی، بله زندست زندگی روهم به ما حروم کرده.
دایی گفت :
-ما تو پیمونه عمرمون،دو تی اشتب کردیم، یکی اتوبوسمونو دادیم دست رفیق ناباو

،دو اینکه خواهرمونو دادیم
دست این پیری دیوونه و پسرش.
مثالً داره در مورد بابامو مامانش حرف میزنه، اَ خاک.
عاشقتم دیوونه-حانیا بصیری
217
صدامو صاف کردم و گفتم :
-مطمئنی دایی فقط همین دوتا اشتباه رو کردی؟
-آره دایی جون، اینا اشتباس بقیه اش تجربه است،
بعد گفت :
-چاکر آق مهتی. نبینم غمتو.
بیشتر درو فشار دادم وگفتم :
-هان؟ مهدی کیه؟
نن جون هنوز داشت درو هول میداد، دایی گفت :
-هیچی، زنگ زدم ببینم اصل حالت چطور مطوره، چون دیشب تو تیلو یز یون نشون داد

یه اتوبوس دانشجویی چپ
کرده، گفتم خبری ازت نی چپ نکرده باشی. هههههه.
خنده الکی کردم و گفتم :
-اتفاقا منم تو همون اتوبوس بودم چپ کردم.
دایی که کال ولوم صداش باال بود باالتر رفت و دادزد :
-چی؟
گوشی رو از گوشم فاصله دادم و یه چشممو بستم؛ادامه داد :
-پیرسگااا حواس اون دَ یوو…
فوری گفتم :
-دایی،دیگه فوش نده دیگه، اَه

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان عاشقتم دیوونه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات