171 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان کنج عطر کلمات  اثر سحر مرادی

شناسه محصول: 5478

رمان کنج عطر کلمات جدید ترین رمان عاشقانه واجتماعی روز هس این رمان با دنیایی از خاطرذه واحساس

لحظات بسیار خوب وجذابی رو برای شما رقم خواهد زد این رمان سه ژانر بسیار باحال دارد

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

50,895 تومان

توضیحات محصول

رمان کنج عطر کلمات |سه ژانر مختلف

رمان کنج عطر کلمات

رمان: #کنج_عطر_کلمات

🍀نویسنده #سحر_مرادی
🍀ژانر #عاشقانه #خانوادگی #اجتماعی

💚

خلاصه رمان کنج عطر کلمات

رادمهر مباشر مقدم، برای فراموش کردن گذشته‌ای که جز رنج و عذاب خاطره‌ای برای او نداشت،

از خیلی چیزها فاصله گرفت. سال آخر چشم پزشکی انصراف داد و سراغ عطرسازی و

رفت اما فراموش کردن دختر چشم سبزی که رادمهر عاشقش بود کارِ مُحالی بود و خبر نداشت

که قرار بود همان آدم‌های بی‌رحم که باعث جدایی رادمهر از عشقش شده بودند، این بار با

نقاب دیگری سر راهش قرار بگیرند. او با دختری آشنا شد که… پر از رمان های جدید وعاشقانه هس بازار پلاس

در اینجا میشه یک سرچ زد وکلی رمان جدید وبه روز رو پیدا کنید و دانلود کنید لذت ببرید رمان آقا شاه اثر آزاده امانی

یکی از بهترین وجدید ترین رمان های روز است

در قسمتی از رمان کنج عطر کلمات

داشتنت ڪوتاہ بود …مثل درختے ڪہ تا بهش دست
زدم ،گنجشڪهاش پریدن.
گوشی تندیس زنگ خورد و با »ببخشید«ی میز را
ترک کرد .عرشیا یکدفعه گفت:
-چشمهات قشنگن…
چنان از حرفش یکه خوردم که پس رفتم و به پشتی
صندلی تکیه دادم .ادامه داد :
کنج عطر کلمات سحر مرادی

-نقطه قوت چهرہت رنگِخاص چشمهاته !تجربه
ثابت کردہ طرفدارهای چشم رنگی زیادن و خیلی زود
جذب میشن.
از این دست تعریفها زیاد شنیدہ بودم ،اما نمیدانستم
به او باید چه بگویم؟ داشتم کلمات را روی هم سوار
میکردم که دنبال بحث را گرفت:
-میتونی آهنگهایی با گویشهای محلی و لهجه های
گوناگون هم کار کنی که استقبال خوبی میشه …
فقط …
فنجانش را برداشت و فیلتر سوختهی سیگار را میان
جاسیگاری خاموش کردم .
-فقط چی؟
قلپی از قهوہ اش خورد .لبش را زبان زد و ذهن
مریضم تمام صحنههای صبح را توی ذهنم فلشبک
کنج عطر کلمات سحر مرادی
زد .دستم روی پاهایم مشت شد و با صدای او به خودم
آمدم.
-حواست کجاست نیال؟
سرم را تکان دادم و از خودم خجالت کشیدم .رادمهر
برایم شدہ بود زهری که میدانستم نوشیدنش به مرگ
میرسید و باز جامِخیالش را زمین نمیگذاشتم.
ذهن پریشانم را جمع کردم و گفتم:
-ببخشید !متوجه حرفت نشدم.
مردمکهای قهوہایش دور تا دور صورتم چرخ خورد
و گفت:
-چقدر روی تصمیمت مصمم هستی؟
بدون هیچ فکر اضافه ای گفتم:
کنج عطر کلمات سحر مرادی

-انقدری که حتی از درسمم بزنم.
به فنجان قهوہام اشارہ کرد و گفت:
-چرا؟
جوابش به عمری که سپری کردہ و دردی که کشیدہ
بودم برمیگشت ،اما در لفافه جواب دادم:
-فکر کن دارم برای خودم تابوشکنی میکنم

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان کنج عطر کلمات  اثر سحر مرادی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات