142 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان آقا شاه اثر آزاده امانی

رمان آقا شاه یکی از جدید ترین وجذاب ترین رمان هایی است که در چند روز گذشته منتشر شده و طرفداران

زیادی به خود جذب کرده این رمان جذاب امیخته ای از عشق وهیجان است

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

52,853 تومان

توضیحات محصول

رمان آقا شاه |جذابیت بزرگ از عشقببببب

رمان آقا شاه

💚رمان: #آقا_شاه

🍀نویسنده: #آزاده_امانی
🍀ژانر: #عاشقانه #انتقامی #خشن

💚

خلاصه رمان آقا شاه

من یه دختر کله پزم….خیلی‌ها اعتقاد دارن این‌کار مختص مردهاس ولی من خوب از پسش

بر میام اما درست از روزی که باشگاه کنار کله پزی و یکی خرید همچی تغییر کرد  اون یه

مرد گنده و عظیم و جسه و شیک و پیک ضد کله پاچه‌ست که می‌خواد هر طور شده در

مغازه‌ی من و تخته کنه؛ اما

اینجایی که الان هستی بهترین سایت برای خرید رمان های جدیدو به روز هس در بازار پلاس

شما به راحتی تمام می تونید رمان های جدید وکتاب های قدیمی نایاب را داشته باشید ولذت ببرید ازش

بهترین خرید هارو در بازار پلاس تجربه کنید رمان های زیبا وخوبی

هستند رمان بوسه فرانسوی اثر مهدیه افشاریکی از جدید ترین رمان های مهدیه

افشار است یا رمانرمان رسوب احساس اثر فرزانه سادا  هم یکی

از رمان های جذاب وعاشقانه چند روز پیش است

 

پارت 246 راباهم میخوانیم

ماتش برد و دستهاش و دو طرف صورتم فشار داد
-چی؟
اون لحظه فقط دلم بود که داشت فریاد می زد
-دوستش داشتم !عاشقش بودم !نتونستم ازش بگذرم !
من حالم بد بود !مامان خیلی اذیتم کرد !دیوونه شدم
آقا شاه آزاده امانی
و …
نتونستم ادامه بدم و گریهم شدت گرفت
-می خوام بمیرم ماهور !می خوام بمیرم !
نگاهش غرق خون شد؛ ولی داشت جلوی خودش و
می گرفت سرم داد نزنه
-تو چیکار کردی پرند؟
بی قرار سری تکون دادم
-من …من …
بازم نتونستم ادامه بدم و فقط گریه می کردم
رگ گردنش متورم شد و چشمهاش و باز و بسته کرد
و فکش و بهم سایید
-باشه !گریه نکن عزیزم !تو بمیری من چیکار کنم؟
دیگه کی جز تو من و درک می کنه؟ دوست داره؟
حلش می کنیم !می رم باهاش حرف می زنم !اصال ً
التماسش می کنم !هر کاری می کنم باهات ازدواج کنه !
کیه؟ کدوم مرتیکهای تو رو دوست نداره؟ کدوم عوض
بچه خودش و گردن نمی گیره؟
تک تک کلماتش با درد و خشم بود و منم یه لحظه هم
اشکهام بند نمیومد و هیچکدوم از حرفهام دست
آقا شاه آزاده امانی

خودم نبود
-نمی خوام !نمی خوام ببینمش ماهور !نمی خوام بفهمه !
حس حقارت می کنم !خودم خواستم !خودم مقصرم !
نمی خوام مجبورش کنم !اگه نمی خواد نمی خوام
وارادش کنم !
از عصبانیت دستهاش می لرزید و تا انفجار فاصله ای
نداشت؛ ولی همچنان می خواست من و آروم کنه
-باشه !همه اشتباه می کنن !مگه چند سالته؟ مگه چقدر
می فهمی؟ درست می شه !همچی درست می شه !تو فقط
غضه نخور !خودم هر چی حالت و بد کرده و از رو
دوشت برمی دارم !خودم حلش می کنم !
محکم بلندم کرد تو بغلش و رفت نشست روی کاناپه و
موهام و نوازش کرد
بدون اینکه یککالم حرف بزنه !شرزنشم کنه !بدون
اینکه حتی سرم داد بزنه و من و مقصر بدونه !ماهور
همین بود !عصبانی می شد !هر موضوعی بود هر
کاری هم کرده بودی عصبانی می شد؛ ولی خیلی هم
زود عصبانی تش فروکش می کرد !خیلی راحت
می تونست به خودش مسلط باشه یا ببخشه

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان آقا شاه اثر آزاده امانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات