پشتیبانی۲۴ ساعته:
8360379
-0915
رمان بوسه فرانسوی یک رمان جدید وجذاب عاشقانه با چاشنی یکم طنز است این رمان در اولین انتشار خودش دها
دانلود در شبکه های اجتماعی داشته که نشون میده این رمان جذاب در بین مخاطبان مورد پسند قرار گرفته
با پست پیشتاز
و ۷ روز هفته
و تضمین اصالت
افتخار ماست
46,980 تومان
رمان بوسه فرانسوی
رمان : #بوسه_فرانسوی
🍀نویسنده : #مهدیه_افشار
🍀ژانر: #انتقامی #هیجانی #اروتیک #عاشقانه #مثلث_عشقی
💚
اینجایی که هستی مرکز رمان های عاشقانه وجدید هس این رمان های زیبا وخوشکل رو می تونید
با یک سرچ ساده از داخل سایت پیدا کنید این رمان های جذاب وجدید با پرداخت مبلغ بسیار ناچیز
برای شما اماده شده است مثلا رمان رمان رسوب احساس اثر فرزانه سادات با یک چاشنی پر از عشق
نوشته شده که ادم در دنیای ناهمپون عشق اسیر کرده است
داستان از یک کینهی قدیمی، از یک انتقام، از یک بیآبرویی و رسوایی شروع میشه!
انتقامی که توسط کاوه
ملک، خلبان پر آوازه و دون ژوان، از دختر هفده سالهی خاندان سروستانی گرفته میشه!
دریای هفدهسالهی سروستانیها، هنوز با دنیای واقعی آشنا نشده که فکر میکنه تقدیم کردن
بکارتش به کاوه، میتونه راه
رسیدن به قلب سیاه و سنگیش باشه!
هیچچیز اونطوری که فکر میکنه پیش نمیره و با فیلمی که کاوه از لحظات رابطهی
جنسیشون میگیره،
تهدید میشه و کار به جایی میرسه که
رمان بوسه فرانسوی
کنار تختش، روی مبل کوچک و تکنفرهای
نشستهام، پاهایم را دراز کردهام و خیرهی
نیمرخش هستم. در سکوت، اخم کرده و
چشمهایش را بسته.
با موهایم بازی میکنم و پاهایم را تکان میدهم،
باورش سخت است شب قبل را با چه حالی
گذراندم و اآلن کنارش هستم. لبخند نرمی میزنم
و لبم را با موهایم میپوشانم.
نگاهی به ساعت مچیام میاندازم و نچی میکشم.
همچنان توجه نمیکند و چشمهایش بسته است.
وول میخورم و با دستگاههایی که به تنش وصل
است ور میروم، از سر و صدای ایجاد شده، با
همان چشمهای بسته، لبش تکان میخورد:
– چیه چی میخوای؟ نگفتم صدات در نیاد؟
چه خشن و خشک، اصال خوشم نیامد!
لب برمیچینم و بیشتر روی مبل لم میدهم:
– حوصلهام سر رفت!
سرش را به سمتم میچرخاند و چشمهایش را باز
میکند، شاکی میتوپد:
– چیکار کنم برات علیاحضرت؟ پاشم برات
برقصم حوصلهات بیاد سرجاش؟
چشمغرهای به رویاش میروم و خودم را جلو
میکشم.
– باهام حرف بزن، من هنوز از دیشب
استرسیام! یک شب تا صبح با عذاب
گذروندم، با استرس اینکه باز از دستت
میدم!
اشک در چشمهایم حلقه میزند، روی بازوی
برهنهاش را نوازش میکنم، مصمم و محکم
میگویم:
– ولی حق نداشتی باز عوضی بازی در بیاری و
بری! اگه میمردی، خودم میکشتمت و
هیچوقتم نمیبخشیدمت.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
دیدگاهها
حذف فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.