150 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان تمنای من اثر نسترن شاکری

شناسه محصول: 72

رمان تمنای من

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

33,000 تومان

توضیحات محصول

رمان تمنای من|اسیرعشقی بزرگ

رمان تمنای من

نوشته: نسترن شاکری
: تعداد صفحات 1594
ژانر: عاشقانه
———

 خلاصه رمان تمنای من

«تمنا» دختری‌ست تنها، بی‌پشتوانه و بی‌امید. در دلش آتشی‌ست از عشق، عشقی

بی‌سرانجام که تمام وجودش را تسخیر کرده. او عاشق می‌شود… بی‌هیچ تکیه‌گاهی

، بی‌هیچ دست یاری‌دهنده‌ای.
تمنا دل‌باخته است و گویی جز عشق، هیچ راهی برای زندگی نمی‌شناسد. آن‌قدر در مسیر عشق

می‌دود، آن‌قدر می‌جنگد، تا روزی به خود می‌آید… ایستاده، خسته، بی‌رمق… و می‌بیند دیگر

نه توانی برای دویدن مانده و نه راهی برای بازگشت در کنار این رمان اونایی که این رمان خوندن

وتویی که قراره بخونی  رمان دلبری از کردستان اثر فاطمه هاشمی  هم عاشقانه و زیباست

 

در قسمتی از رمان تمنای من باهم میخوانیم

آرشام که صداش داشت میلرزید گفت
– مگه عشقی هم مونده که به عشقمون منو قسم دادی؟
– اره بود ، ولی با کارات کشت یش ، با ترس و وحشت ی که به جونم انداخت ی کشت یش
آرشام .
آرشام کنارم خوابید دلی ل کارشو نمیفهمیدم فقط گریه میکردم و حق حق میکردم آرشام
موهامو عمیق بو کشی د و بوسی د و با یه حرکت از جاش بلند شد و بدون نگاه کردن به
پشت سرش از اتاق بیرون رفت و درو
بست .
نفس حبث شده توی سینمو رها کردم و سریع دویدم سمت در اتاق و قفلش کردم .
988
همونجا سر خوردم و رو ی زمین افتادم و گریه کردم این حق من نبود که بی گناه باشم و
همه آوار بشن روی سرم این حق من نبود که بابا اون همه اذی تم کنه و آرشام بد تر نابودم
کنه من گناهی نکردم که آرشام این بالهارو به سرم آورد ، این همه ننگ به پیشون یم
چسبوند و رفت این حق من ن یست .
انقدر گریه کردم که چشمه اشکام خشک شد ، از جام بلند شدم و با قلبی که یخ کرده بود با
دلی که از آرشام شکسته بود خزیدم سمت تخت اما پلکام بسته نمی شد به نقطه ای نا
معلوم خیره بودم و نمیتونستم پلک بزنم .
ساعت ها به در خیره بودم و از ترس و وحشت خوابم نمیبرد . به خودم که اومدم ش یشو
ن یم صبح بود و من هنوز بیدار بودم .
به زور بلند شدم و بعد از عوض کردن لباسم با ترس از اتاق خارج شدم و سریع به طبقه
پا یین رفتم میترسیدم باال بمونم ارشام دوباره ب یاد سراغم اذیتم کنه .
هیچ کس نبود فقط من بودم و زهرایی که داشت میز صبحونه رو می چید منو که دید با
لبخند سالم کرد و اروم جوابشو دادم و روی مبل نشستم .
به رو به روم خیره شدم چشمام از بی خوابی میسوخت و درد میکرد پلک که میزدم چشمام
خشک بود و میسوخت .
989
نمیدونم چند دقیقه بود نشسته بودم که با صدای ک یمیا که کنارم نشسته بود و صدام میزد
و تکونم میداد به خودم اومدم .
– اها ی تمنا ؟ کجا یی چرا جواب نمیدی خوب ی؟
لرزیدم و با ترس کمی باال پریدم و وقت ی بهشش نگاه کردم با حالت سوالی مثل دیونه ها
گفتم
– ها؟
– خوبی عزیزم چته چیزی شده؟
– نه نه ، خوبم چیزی ن یست .
آرش و آریا و میالد اومدن و روبه روم نشستن و سالم کردن و انگار دیونه ها فقط
نگاهشون کردم ، خودمم نمیدونم چم بود بهم شوک وارد شده بود .
سحر و رها و آرشام هم اومدن با دیدن آرشام یکم خودمو جمع کردم و با ترس ناخونا ی
دستمو شروع کردم به جویدن و پاهام رو تند تند تکون میدادم .
990
آرشام سالمی کرد و کنار بچه ها نشست انقدر ازش میترسیدم که نمیتونستم چشم ازش
بردارم میترسیدم باز بهم حمله کنه ، خدا لعنتش کنه که همچین بالیی سرم آورد .
میالد گفت
– تمنا چته چرا انقدر استرس داری ؟
داشتم به ارشام نگاه می کردم ارشام هم به من نگاه میکرد اما ای نبار چشماش پشیمون و
شرمنده بود ولی توی قلب من ُمرد و تموم شد ، اون ترس و وحشتی که به جونم انداخت
هیچوقت توقع نداشتم این بال رو سرم بیاره .
با تکون دست سحر به خودم اومدم سحر گفت
– تمنا میشنوی میالد با توعه ؟
به سحر نگاه کردم و سعی کردم پاهامو تکون ندم و دستمو هم از دهانم بیرون بیارم و
گفتم
– خوبم .
به همین یه کلمه اکتفا کردم و همه با کنجکاو ی نگاهم میکردن تا بفهمن که من چمه ولی
سکوت من جواب همشون بود .
991
اریا گفت
– بلند ش ید صبحونه بخوریم بریم سر صحنه که عصر میخوایم بریم کو یر
بچه ها بلند شدن رفتن سر میز و منم بلند شدم که دیدم آرشام اومد کنارم و با چهره
پریشون گفت

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان تمنای من اثر نسترن شاکری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات