182 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان زیر سایه تقدیر به قلم هانیه حسینی

شناسه محصول: 68

دانلود رمان زیر سایه تقدیر

رمان جدید وعاشقانه بوده وبدون سانسور

این رمان زیبا بعد از پرداخت برای شما نمایش داده خواهد شد

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

36,000 تومان

توضیحات محصول

دانلود رمان زیر سایه تقدیر

رمان زیر سایه تقدیر

نوشته: هانیه حسینی
:book: تعداد صفحات 167
ژانر: عاشقانه
———

 خلاصه رمان زیر سایه تقدیر

این رمان داستان زندگی دختری به نام “خزان” را روایت می‌کند که در حال دست و پنجه نرم کردن

با مشکلات خانوادگی است. خزان دختری است که در یک خانواده پر تنش زندگی می‌کند، جایی

که پدرش به شدت کنترل‌گر و خشن است و مادرش به نوعی تحت فشار و سرکوب قرار دارد اما

داستان اصلی از جایی شروع میشود که مصیبتی به نام اجبار وارد زندگی او میشود و زندگی اش

را به طور کل تغییر میدهد اجباری به شیرینی عشق.

 

برشی از رمان زیر سایه تقدیر

همون لحظه دختر بچه ای به این سمت دوید واومدم جلوم و با
!صدای نا زی گفت :سالم شن دایی من سوگندم
لبخندی ناخود آگا ه مهما ن لبها م شدو بغلش کردم و گفتم :سالم
!خانم کوچولو اسم منم خزانه
دختری که دنبالش مید وید گفت :وای ببخشید عزیزم خیلی اسرار
!داشت حتما ببینید
سری تکون دادم و گفتم :اشکالی نداره عزیزم بچه است به هر
. حا ل
و بعد رو بوسی کردم باها ش که با خوش رویی گفت:من آلیا م
!عزیزم اینم سوگند دخترم
! لبخندی زدم و گفتم : خوشبختم عزیزم منم خزانم
.
.
43
.
سر جا م نشسته بودم و دخترای مجرد دورم میچرخیدن و اهنگ
. میخوندن
بعد از اینکه حنا گذاشتم دستامو با پا رچه قرمز بستن ا شک از
گوشه چشما م سر خورد و طور رو از رو صورتم کنا ر زدن سرمو
که بلند کردم اهورا کتش و دستش گرفته بود رو پله ها میخ شده
. کرد بود از دور نگاهم می
چشما ش قرمز بود کروات همیشه مرتبش خراب شده بود وقتی
. متوجه نگاهم شد فوری از اونجا دور شد و رفت بالا
بغض بد جور به گلوم دامن میزد و همه فکر میکردن بخاطر دوری
از خانواده ام اینجوری میکنم
. اما خبر نداشتن که تو دل من چی میگذره
. همه کمک داشتن میرفتن هدیه هاشو ن رو میذاشتن و میرفتن
از نوشین خانم خوشم اومد معلوم بود رن تحصیل کرده آیه و
. مثل آدمای روستا مغز ش پوسیده نیست
دخترش هم خیلی خونگرم بود خانواده خوبی بودن حداقلش تا
. الان

 

رمان قلبم را پس بده به قلم مینا طبیب زاده  یکی از بهترین رمان هاست

نوشین خانم به سمتم اومد که به احترامش از جا م بلند شدم و
روبوسی کردم و گفتم : خیلی خوش اومدین نوشین خانم بالت
! هدیه هاتون ممنونم
نوشین خانم اخمی کرد و گفت :ای بابا خزان جا ن خوشم نمیا د
انقدر رسمی باشی توام مثل آلیا الینا برام فرقی نداری و! دخترمی
! لبخند خجلی زدم و گفتم :لطف دارین خیلی ممنون
. و بعد با الیا هم خداحافظی کردم و رفتن
از جا م بلند شدم و رو به ماما ن گفتم : ماما ن میشه برم تو اتاقم
! خسته شدم
ماما ن سری تکون دادو گفت :اره عزیزم فردا صبح عروسیه باید
! سر حا ل باشی برو بخواب
گونه ماما ن رو بوسیدم و با گرفتن دامن لباسم از سالن خا رج
شدم و از پله ها داشتم بالا میرفتم زن عمو تو مجلس نبود و این
. عجیب بود
ولش کن حتما سر گرم یه فتنه جدیده به در اتاقم که رسیدم
. دستگیره رو پایین کشیدم و رفتم تو اتا ق
همونجا وسط اتا ق نشستم رو زمین و پاهامو تو شکمم جمع کردم
45
! خدایا من دارم با زندگیم چیکا ر میکنم
لبا س سنگین بود و اذیتم میکرد واسه همین بلند شدم و به سمت
. حموم رفتم لبا س و به سختی در اوردم و گوشه ای انداختم
جلوی رو شور وایسا دم و نگاهی به خودم اندا ختم از دختر تو
اینه متنفر بودم انگا ر که داشت با پوزخند به وضعیتم نگا ه میکرد
. تو یه حرکت ناگهانی شیشه عطرم و پرت کردم سمت اینه
.اینه با صدای بدی شکست و هزار تیکه شد
کمی از اونجا فاصله گرفتم و زیر دوش نشستم و آب و تا آخرین
حد با ز کردم اشکا م مثل با رون میبا رید اما زره ا ی از وجودم آروم
. نمیشد
انگا ر که یه جوری آتیشم زده باشن که خامو ش کرد نش سخت
. باشه
. تا زه نگاهم به دستم ا فتا د
رو خیلیA حنا شسته شده بود و بین اون همه نقش حرف
قشنگ طراحی کرده بودن چه مسخره حتی نمیدونم اسم اون
. مثال شوهرم چیه
حتی جرات نداشتم عکسش و نگا ه کنم چه برسه اینکه بخو ام
46
! باهاش زندگی کنم
. خدایا یه راهی جلوی پا م بزار دارم خودمو نابود میکنم
نمی دونم چقدر اشک ریختم اما با احسا س ا ینکه نفسم داره بند
میا د از جا م بلند شدم و خورده شیشه ها رو جمع کردم و حموم و
مرتب کردم تا کسی شک نکنه حوله تن پوشم رو پوشیدم و
. اومدم بیر ون با همون حوله رو تخت افتا دم چشما م بسته شد

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان زیر سایه تقدیر به قلم هانیه حسینی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات