129 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان شاگرد جذاب من اثر زهرا جعفری

رمان شاگرد جذاب من داستان دیانا دختر شر و شیطون مدرسه و البته باهوش که تا حرف زور بالای سرش نباشه تلاش نمی کنه این رمان بعد از پرداخت برای شما نمایش داده خواهد شد

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

31,000 تومان

توضیحات محصول

رمان شاگرد جذاب من|جذاب اما پر طرفدار

رمان شاگرد جذاب من

قسمتی از یک رمان زیبا در بازار پلاس

از این همه ناتوانی و تحقی ر شدن بغضم گرفت. اشک هایم آماده بودند تا مهمان صورتم شوند.
بدون هیچ حرفی از رو ی صندلی بلند شدم و از اونجا رفتم. از او دلخور بودم.
چرا چیز ی نگفت؟ چرا اجازه داد اون دخترها تحقی رم کنند؟!
جوابم را خودم دادم. خب معلومه…چون اونها جذاب هستن ولی تو نه! چون اونها همهچیز دارن
اما تو نه! چون اون تو رو نم ی خواد!
قبل از این که از اون مکان خارج بشم دستم توسط فردی کشیده شد.
با دیدن پسر ی که کنارم بود متعجب به او نگاه کردم.
بدون هیچ حرفی دستم را در دستش گرفت و مرا به سمت جای قبل ی هدایت کرد.
نگاه بردیا روی پسر و دستهایمان قفل شد. اگر بگویم چشمانش از عصبانی ت قرمز شده بود دروغ
نگفتم!
دستهایش را مشت کرد؛ حتی از این فاصله هم میتوانستم تشخی ص بدهم که دندانش را روی هم
میسابد.
پسر رو به جمع گفت: این خانم به اصالح غربتی که بهش می گین به نظرم زی باترین بانوی این جمع
هست.
نگاهم به بردیا افتاد که سمت ما م ی آمد. وقتی به ما رس ید دستم را محکم از دست پسر بی رون کشید
و من را سمت خودش پرت کرد.
دلم گواه بد میداد و میدانستم اتفاق خوب ی پیش رو نی ست!
بردیا بما رسید و یقه ی پسر را چسبید و با غ ی ض گفت: تو به چه حق ی بهش دست زدی؟ هان؟!
کلمهی آخر را با داد ب یان کرد که پسر متح یر گفت: ببخشید جناب کر یمی اما من نم ی تونم وایستم
ببی نم یک دختر ی رو ای نجور تحقی ر کنن اونم دختر ی مثل ایشون. در ضمن کارتون خیل ی اشتباه بود
که حمای ت نکردید

رمان زیبای دیگه ای بهت میگم پس برو کیف کن رمان آسو اثر نسرین سیفیرو هم ببینید

با نگران ی به بردیا نگاه کردم. الن اصالً وقت دعوا نبود. آستینش را گرفتم و کمی کشیدم.
نگاهش که به من افتاد ، ملتمس نگاهش کردم. فکر کنم جواب داد! چون کالفه دستی پشت گردنش
کشید و رو به آن پسر آرام گفت: جلوی بچه ها وجه ی خوبی نداره دعوا بیوفتیم. برو بشین سرجات.
پسر نگاهی به دخترها و پسرها که نگاهشان به ما بود انداخت و از جایش تکان نخورد.
ا کدوم گور ی بودم؟!
خدایا! وقتی داشتی به بندههات شانس می دادی من دقیقً
همونطور داشتم به خودم و اینشانسم غر م یزدم که آقای عسگر ی وارد شد.
اهلل و اکبر! بالخره اومد! آخه یکی ن یست بهش بگه برادر من تو که جشن برگذار م ی کنی خودت کدوم
ِل!
جهنم ی می ر ی؟! انگار نه انگار اون مسئو
– دوستان عزی ز امیدوارم از کنفرانس لذت برده باشین و چی زهای خوبی عایدتون شده باشه.
با غی ض به بردیا نگاه کردم و بعد نگاهم را به بچه ها دادم.
– خیل ی خب بچه ها بیا ین بریم شام. از این طرف…
تمام بچه ها بلند شده بودن و به سمتی که آقا ی عسگر ی نشان داده بود می رفتند که یکدفعه بردیا با
صدای خود همه را متوقف کرد: اون دوستی که حرف زد اما جوابش رو نگرفت ک ی بود؟
همان دختر دستش را در هوا تکان داد و چشمکی به بردیا زد. نخ دادن اون دختر به بردیا آنقدر
ضایع بود که حد نداشت!
پوزخندی روی لب های بردیا نشست و رو به دختر گفت: غربت ی بودن شرف داره به آدمای َسُبکی مثل
شما!
با این حرف، صدای تا یید برخی از دخترها و صدای حرصی بعضی ای دیگرشان درآمد.
بردیا دستم را گرفت و به سمت خروجی کشاند.
ُ از حرف ی ل
که به دختره زده بود ک ی ِکیف کرده بودم. عین خر ی که بهش تی تاپ داده باشند!
– بردیا …بردیاجان یک لحظه

رمان PDF

رمان #شاگرد_جذاب_من

📝ژانر: #عاشقانه ، #دانشگاهی

👩🏻‍💻نویسنده: زهرا جعفری

📃تعداد صفحات: 118

📚

خلاصه رمان شاگرد جذاب من

دیانا دختر شر و شیطون مدرسه و البته باهوش که تا حرف زور بالای سرش نباشه تلاش نمی کنه؛

وقتی سال اول در کنکور شکست می خوره مدیر مدرسه‌اش تصمیم میگیره که طبق برنامه ی اون

درس بخونه.
وقتی پای دیانا به خونه ی بردیا باز میشه کم کم عاشقش میشه اما بردیا فقط به خاطر انتقام

نزدیکش شده بود و…

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان شاگرد جذاب من اثر زهرا جعفری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات