166 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان رسوایی نویسنده کوثر شاهینی فر

رمان رسوایی یک رمان عاشقانه همراه با شکست های عشقی زیاد است این ررمان داستان سه نفر است که همزرمان عاشق یک نفر می شوند

لینک دانلود بعد از پرداخت

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

26,000 تومان

توضیحات محصول

 رمان رسوایی نویسنده کوثر شاهینی فر

رمان رسوایی یک رمان کاملا جدید و کاملا عاشقانه است این رمان زیبا می تونید از بازار پلاس

تهیه کنید این رمان عاشقانه است داستان یک مثلث عشقی بین سه نفر است که عاشق

یک دختر می شوند وبا سختی وکشمکش های زیادی مواجه می شوند یک رمان جذاب دیگه

مشابه همین هس رمان به چال گونه های تو از این رمان عاشقانه تر هس وبه شدت پر طرفدار

🍀ژانر : #عاشقانه #مثلث_عشقی #پسر_غیرتی
🍀نویسنده : #کوثر_شاهینی_فر

💚

خلاصه رمان رسوایی

آذین رها شده ، دور انداخته شده با خانواده ای که اونو لکه ی ننگ میدونن
مایه ی آبروریزی ….
رسوایی بی نهایتی که دامنش رو لکه دار کرده …
سپهر دوست دوران بچگی ….
فرزاد عاشق یا کیهان مجنون ….
کدوم ناجی میشه؟
فراری دادن آذین از این باتلاق آسون نیست

در قسمتی از رمان رسوایی می خوانیم

یان و ارثه مادرشون رو بگیرن ازشون … نگرانه کیهان نباش … اون گرگه بارون دیده س
و اگه میبینی بال بال می زنه برای تو ، واسه اینه که دلش رفته برای بَره بودنت ….
ـ من پیشه کیهان برنمیگردم! هـ … همه فهمیدن ؟ … فهمیدن که من … ینی برزو و من

ـ مهمه برات ؟ خب بفهمن … کیانا و دیانا و کیمیا و همه و همه بفهمن … که چی ؟ مگه
کاری کردی که بترسی یا خجالت بکشی ؟
ـ تینا از من خیلی بهتره …
خندید : حسود خانوم ، اگه کیهان بود می گفت مبارکه صاحابش …
ـ گفت !
با صدا خندید و گفت : جای مامان حمیده من خودم بزرگ کردم اون نره خر رو !
رو به روی خونه نگه داشت و گوشیش رو از جیبش درآورد .
ـ بفرما ، دقیقا17تا میسکال انداخته … شانس اوردیم رو سایلنت بود .
پر استرس به خونه مون نگاه کردم . بهچراغای روشنش و من خودم خوب می دونستم
که اون تو چیزه خوبی انتظارم رو نمیکشه … اما بعد از خونه جایی دیگه رو امن تر نمی
دونستم .
پیاده شدم و تارخ رفت ، اما سر خیابون نگه داشت . سپرده بود اگه هوا خیلی پَس بود
بزنم بیرون و خودش یه فکری می کنه . چیزی نگفته بودم و خودم خوب می دونستم هوا
اونقدر پَس هست که به زنده بودنم شک کنم . گوشه ی لبم رو اونقدر کنده بودم که شوری
خون حاله بدم رو بدتر می کرد . جلو رفتم و زنگ آیفون رو زدم .
ـ کیه ؟

 

اطلاعات محصول

فایل

پی دی اف کامل بدون سانسور

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان رسوایی نویسنده کوثر شاهینی فر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات