144 نفر در حال مشاهده محصول هستند

رمان ماه پیشونی اثر نفیسه عبدالهی

شناسه محصول: 70

رمان ماه پیشونی

با لینک مستقیم دریافت کنید البته بعد از پرداخت

یک رمان جذاب عاشقانه

برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

ارسال سریع

با پست پیشتاز

پشتیبانی ۲۴ ساعته

و ۷ روز هفته

تضمین کیفیت

و تضمین اصالت

رضایت مشتریان

افتخار ماست

قیمت محصول

32,000 تومان

توضیحات محصول

 رمان ماه پیشونی |عشقی همه جانبه

رمان ماه پیشونی

نوشته: نفیسه عبدالهی
تعداد صفحات 650
ژانر: عاشقانه

———

خلاصه رمان ماه پیشونی

دختری که همه می‌گویند بی‌هدف و علاف است…
اما وقتی پای تدریس در دانشگاه باز می‌شود، تازه داستان واقعی شروع می‌شود!
از برخوردهای خنده‌دار تا چالش‌های جدی با دانشجوها، از دوستی‌های پرهیاهو تا تصمیم‌های سخت…
ماه پیشونی قصه‌ی دختری است که می‌خواهد ثابت کند می‌تواند سرنوشت خودش را عوض کند.

قسمتی از  رمان ماه پیشونی

مامان دوباره تو جاش خشك ميشه. چشمهاش گشاد ميشه. يه ترس بزرگ ميشينه تو
چشم هاش
+يا حضرت زهرا. بابات در مورد همه حرف زد غير کاوه. نكنه… زبونم الل
يهو محكم دودستى زد توسرشورو زمين نشست و شروع كرد به كريه كردن وناله سر دادن.
+يا حسين مظلوم خودت بهمون صبر بده جوون به اون خوبى به اون نازنينى. هلیا…هلیا
اگه بابات چيزى نگفت حتما کاوه مرده كه هيچكى هيچى در موردش نميگه. چرا هيچكس
خبرى از کاوه نميده؟چرا کاوه نرفت بيمارستان؟ الهى بگردم. سيمين میگفت بچه ام ديشب
دير اومد خونه همه اش اين چند وقته دنبال كارهاى شركتش بوده. الهى.پسرم حتما
خسته بوده تو ماشين خوابيده. بميرم براى

 رمان داغ آن بوسه پرحسرت   رمان زیر سایه تقدیر به قلم هانیه حسینی  دو رمان جذاب وخوشکل

که حتما بخوانید ولذت ببرید

کاوه م. گل پسرم، کاوه بيچاره.چه جوونى بود ماه بود. هيچكى از کاوه حرف نمى زنه. بابات
چيزى نگفت. حتما نمى خواست خبر بد و پشت تلفن بگه. برا همين گفت سريع حاضر
شو بريم حميد بهمون احتياج داره. واى خدا بيچاره شديم. بيچاره حميد. بيچاره سيمين.
بغض كرده بودم. با حرفهاى مامان و ناله هاش تو چشمهام اشك جمع شده بود . هنوز
مبهوت و خشك شده جلوى در آشپزخونه ايستاده بودم و به مامان و گريه هاش نگاه مى
كردم. زنگ خونه من و مامان و به خودمون آورد و از جا پروند.
مامان مثل فنر از جاش پريد و رفت تو اتاقش و يه دقيقه بعد حاضر و آماده اومد بيرون.
به من ن َكاه كرد كه هنوز خشك شده بودم.
+تو نمیا یی؟
تنها كارى كه تونستم بكنم اين بود كه با سر بگم نه . مامان دویید و از خونه خارج شد.
مبهوت به يه نقطه نگاه مى كردم.
194
همه رفتن بيمارستان. خاله حالش بده، کاوه معلوم نيست چى شده. عمو حميد داغونه.
خاله بايد عمل بشه. خدايا كمكش كن. به همه اشون. به خاله نيرو بده تا بتونه عمل و
تحمل كنه. به عمو صبر بده و به کاوه… نمى دونستم براى کاوه چه دعايى بكنم.
نمى دونستم کاوه در چه حاليه. يعنى ممكنه كه ….
نه … نه … هیچ انفاق ی ن یوفتاده. بغض تو گلوم گير كرده بود. اشك تو چشمهام جمع شده
بود اما….
تند تند نفس مى كشيدم .قلبم توسينه مى كوبيد. صورت کاوه ميومد جلوى چشمهام.
خندهاش، چشمك هاى شيطونش،سر به سر گذاشتناش،
زانوهام خم ميشه. مى شينم روى زمين. تصوير کاوه جلومه.
کاوه متعجب وقتى توخونه امون من و ديد و تازه شناخته ، یا اون شبی که منو برد بیرون
شام بخوریم، لبخند هاش، اخم هاش.
ميرم قبل تر ميرم به ٥ سال پيش. کاوه اذيتم ميكنه و هر چى جيغ م یكشم مى خنده.
مامان چشم غره ميره بهم. کاوه شيطون ميخنده و زبون در مياره.
کاوه از يكى از دوستام خوشش مياد. اومده خونه ما و دو ساعته دنبالمه و ميگه دوستمو
دعوت كنم خونه امون كه مخش و بزنه. راضى نميشم.
مى خواد بهم شام بده.
يكى از دوست دخترهاش سه پيچ شده و بازم آويزون من شده.کاوه ميره دنباله دختره و
مى خوان سوار ماشين بشن. ميرم جلو.دست به كمر يه دست رو شكمم. آروم آروم راه
ميرم. جيغ ومى كشم سر کاوه

 

اطلاعات محصول

دیدگاه کاربران

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

دیدگاهها

حذف فیلترها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان ماه پیشونی اثر نفیسه عبدالهی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما باید وارد حساب خود شده باشید تا قادر به اضافه کردن تصاویر در نظرات باشید.

سایر محصولات